تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
173
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
آنكه به راه مزدك رفت و از گفتهء او پيروى كرد ، به زندان انداختند و به جاى او برادرش جاماسپ پسر پيروز را به شاهى برداشتند . يكى از خواهران كواذ به زندانى كه او را در آن انداخته بودند « 1 » رفت و خواست پيش كواذ برود . اما مردى كه بر زندان و زندانيان گماشته شده بود او را راه نداد . اين مرد خواست با خواهر كواذ رسوايى كند و در او طمع كرد . خواهر كواذ گفت كه با آنچه او مىخواهد مخالفتى ندارد . پس آن مرد خواهر كواذ را راه داد و او پيش كواذ رفت و يك روز پيش او ماند . آنگاه كواذ را در يكى از فرشها كه در زندان بود بپيچيد و او را بر پشت يكى از غلامان زورمند تناور خود بنهاد و از زندان بيرون برد . چون غلام خواست از پيش گماشتهء زندان بگذرد گماشته پرسيد كه بارش چيست . غلام درماند اما خواهر كواذ رسيد و گفت كه آن جامهء خوابى است كه بر روى آن خوابيده و حائض شده است و مىخواهد بيرون ببرد تا بشويد و برگرداند . آن مرد سخن او را استوار داشت و براى ناپاكى آن دست به آن نزد و غلامى را كه او را مىبرد راه داد تا برود . غلام كواذ را برد و خواهر نيز به دنبال او برفت « 2 » . كواذ بگريخت و به زمين هيتالان
--> به موجب اين روايت ( كه در دينورى نيز آمده است ) كواذ به هنگام جلوس بر تخت خيلى جوان بوده است ولى همين مطلب نادرست است زيرا او پس از چهل و سه سال سلطنت در 82 سالگى مرده است ( مالالا ، ج 2 ص 211 ) و فردوسى نيز مىگويد ( 1617 ) كه او هشتاد سال عمر كرده است . ( 1 ) - پركپ مىگويد او در « دژ فراموشى » انداخته شد . ارمنىها نيز از اين دژ زياد ياد كردهاند و محلّ آن را در خوزستان مىدانند . ثئوفيلاكتوس نيز چنين مىگويد ( 5 / 3 ؛ امّا آنچه او « خرابيساخو » مىنامد تحريفى است از Be - Huzaje سريانى ) . به گفتهء او اين دژ چندان از گندىشاپور دور نبوده است و نام آن بوده است . راولينسن از روى اين نشانى محلّ آن را در گلگرد ( 10 ميل آلمانى - 75 كيلومتر از مشرق شوشتر در كوهستان ) بازيافته است ( مجلّهء انجمن جغرافيائى ج 9 ص 87 ) . ( 2 ) - پركپ ( جنگ ايران 6 / 1 ) به صورت ديگر آورده است امّا در اساس مطلب با اين روايت موافق است و آن اينكه كواذ را زنى رهائى داد كه زندانبان شهوتپرست را مجذوب خود ساخته بود . امّا فردوسى برعكس آن ، رهائى كواذ را نتيجهء جوانمردى زرمهر ، كه كواذ را به او تسليم كرده بودند ، مىداند .