تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
165
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
پيش خاقان رفته بود « 1 » تا از او در ستيزه با برادرش بلاش يارى بخواهد . هنگام رفتن گذارش بر سر راه به نيشاپور افتاد ؛ او و گروه كوچكى از ياران همراه او همه ناشناسوار بودند . زرمهر پسر سوخرا نيز در ميان اين گروه بود « 2 » . در آنجا كواذ را آرزوى زن بخاست و آن را با زرمهر بگفت و از او خواست كه براى او زنى از خاندان خوب بخواهد « 3 » . زرمهر چنين كرد و پيش زن خداوند خانه ، كه از اسواران بود برفت . اين مرد دختر دوشيزهء بسيار زيبا داشت . زرمهر با آن زن دربارهء دخترش سخن گفت و به او اندرز داد كه او را به كواذ بدهد . زن اين سخن با شوهرش بگفت و زرمهر زن و شوهر را پيوسته به آن وادار همىكرد و به آنچه آرزويشان بود نويد همىداد تا تن در دادند و دختر را كه نيواندخت « 4 » نام داشت به كواذ دادند . كواذ همان شب با آن دختر بخفت و او انوشروان « 5 » را از او بار گرفت . كواذ جايزهء خوبى به او داد و خواستهء
--> و به ندرت كوادس و كوادس ذكر شده است ؛ در سريانى قواذ است . گويا كواذ مذكور در حمزه و كتب ديگر تلفّظ فارسى اين نام باشد امّا بعدها در فارسى كلمهء معرّب قباذ استعمال شده است . لقبى را كه حمزه در ص 56 براى اين پادشاه ذكر مىكند به علّت قطعى نبودن ضبط و قرائت آن ( قرائت نسخهء خطّى ليدن غير از قرائت چاپ گوتوالد است ) به درستى نمىتوان خواند . ( 1 ) - دنبالهء داستان فرار كواذ است كه قبلا شروع شده بود و از ابن المقفّع است . مقايسه شود با سعيد بن البطريق و ابن قتيبه . ( 2 ) - در روايت ديگر كه اين فرار را درست در جاى خود قرار داده است نيز زرمهر همراه كواذ است . رجوع شود به مطالب آينده . دربارهء زرمهر رجوع شود به زيرنويس شمارهء 1 ص 151 ) . اين نام در طبرى ( چاپ Kosegarten ج 2 ص 68 و 72 ) نيز آمده است . يكى از نويسندگان گرجىنام او را زرميل نوشته است ( بروسه ، تاريخ گرجستان ص 227 ) . ( 3 ) - لازم بود كه او از خاندان خوبى باشد ؛ زيرا خسرو را خواهد زائيد . ( 4 ) - نيمهء اوّل اين نام به درستى معلوم نيست . ( 5 ) - شكل حقيقى اين نام انوشكروان است يعنى روح جاويدان يا مرگناپذير . اين كلمه لا اقل در ميان پارسيان متأخّر به جاى مرحوم پس از نام مرده ذكر مىشود . چون براى اين لقب خسرو اوّل شواهدى از عصر او نداريم نمىتوانيم به طور قطع بگوئيم كه آيا همين شكل اصلى را دربارهء او به كار مىبردند و يا صورت كوتاهتر آن را استعمال مىكردند . سبئوس ارمنى Anus eruan انشاروان نوشته است . چون به جاى انوشك ( در فارسى - انوشه كه فردوسى