تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

157

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

كنى . » اخشنوار چنين كرد و ديوان به دست سوخرا آمد و اسيران رها شدند . سوخرا از روى ديوان از همهء اموالى كه پيروز با خود داشت آگاه شد و به اخشنوار نوشت كه بازنخواهدگشت تا آنگاه كه اموال را بازگيرد . چون اخشنوار او را در قصد خود پاى برجاى ديد جان خود را با پس دادن اموال بازخريد . سوخرا پس از رهائى يافتن اسيران و بازگرفتن ديوان و اموال و گنجينه‌هاى پيروز به ايران بازگشت . چون پيش ايرانيان رفت او را بزرگ و گرامى داشتند و به پايه‌اى رساندند كه بالاتر از آن چيزى جز پادشاهى نبود . نسب او چنين است : سوخرا ، ويشاپور « 1 » ، زهان ( ؟ ) ، نرسى ، ويشاپور ، كارن « 2 » ، توس « 3 » ، نوذر ، منوچهر « 4 » . يكى ديگر از آگاهان به تاريخ ايران دربارهء داستان

--> ( 1 ) - و شايد - وه‌شاپور . اين نام در ارداويراف‌نامه ( 35 / 1 ) آمده است و در آنجا تلفّظ آن چنين است . از اين قبيل است ويدينك مذكور در بيرونى ( ص 104 ) كه در نسخهء سپرنگر وهكرت - ويكرت است . ( 2 ) - كارن علم يكى از نيرومندترين خاندان‌هاى نجبا در ايران و ارمنستان است . موسىخورن اين خاندان را از اشكانيان مىداند و اين معنى در يكى از قسمت‌هاى عجيب طبرى تأييد شده است ولى پدر اين خاندان را در آنجا تا بشتاسپ بالا برده است . در سال‌نامهء تاسيت ( 14 / 12 / 12 ) در وقايع سال پنجاهم مسيحى نام يكى از بزرگان پارثى به نام Carenes ديده مىشود . گاهى در شاهنامه به كسانى كه اين نام را داشته‌اند برمىخوريم . در دورهء اسلامى امراى طبرستان ( و به عبارت بهتر اسپهبذان ) از اين خاندان بوده‌اند . در اين باره رجوع شود مثلا به جغرافياى يعقوبى ( ص 53 س 17 و ص 86 س 9 ) و بيرونى ( ص 39 ) كه در آنجا و در مجمل التواريخ ( چاپ طهران ص 36 ) اين خاندان را به غلط به يكى از برادران خسرو اوّل نسبت داده است . نام كوه قارن در طبرستان نيز از نام همين خاندان است و در شاهنامه ( ص 1122 ) نيز آمده است و نبايد آن را با Carana كه همان ثئودوزيوپوليس يا ارزروم است اشتباه كرد چنان كه شپيگل در معارف ايران قديم ( ج 3 ص 347 ) اين اشتباه را كرده است ( و نيز مقايسه شود با سن مارتين در « خاطراتى دربارهء ارمنستان » ج 1 ص 17 ) . ( 3 ) - در اينجا پنج نام ذكر شده است كه من به هيچ وجه نمىتوانم حقيقت آن را به دست بياورم . توس را معمولا پسر نوذر گفته‌اند . اين هر دو نام در نسب‌نامه‌هايى كه در طبرى و جاهاى ديگر ذكر شده است غالبا ميان نامهاى قبلى و بعدى آن ديده مىشود ولى با چندان نسخه‌بدلها كه تعيين صحيح آن مشكل مىنمايد . ( 4 ) - نوذر و منوچهر اسامى اساطيرى معروف هستند . نسب‌نامه‌ها را تا منوچهر از روى ميل و رغبت بالا مىبرند از قبيل نسب‌نامهء موبذان پارس ( بندهشن 14 / 79 ) و شجرة النسب