تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

147

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

بود ، به سوى ايشان بفرستاد و او آنچه پادشاه مىخواست به دست آورد « 1 » . پادشاهى يزدگرد هيجده سال و چهار ماه بود و برخى گويند هفده سال بود « 2 » .

--> ( 1 ) - نسخهء سپرنگر راوى اين خبر را موبذ ابو جعفر مىگويد . به گفتهء اليزئوس ( لانگلوا ج 2 ص 184 ؛ مقايسه شود با موسىخورن 67 / 3 ) ، كه معمولا چندان دقيق نيست ، يزدگرد در آغاز پادشاهى خود بىدرنگ به روميان حمله برد . ثئودوزيوس دوّم آناتوليوس فرمانده قواى مشرق را به دفع او فرستاد و صلح را دوباره برقرار ساخت . اين صلح مسلّما همان است كه پركپ مىگويد ( جنگ ايران 2 / 1 ) كه آناتوليوس فرمانده مشرق ، با پادشاه ايران ، پيش از آنكه دوباره جنگ ديگرى درگيرد ، بسته بود . امّا پركپ به اشتباه اين صلح را در زمان بهرام گور مىداند ( ثئوفانس خبر اناتوليوس را از پركپ گرفته و در ميان گزارش سقراط از جنگهاى 2 - 420 گنجانده است ؛ آگاثياس از پركپ پيروى كرده است 27 / 4 ) . در كتاب اليزئوس و لازار فرپى مىبينيم كه اين آناتوليوس در سال 450 م نيز مهم‌ترين مقامات را داشته است . تيلمونت گزارش ثئودورت را ( در تاريخ روحانيّت 37 / 5 ) از وقايع اين جنگ مىداند و اين جنگ را ، با تكيه به مارسلّينوس ، كه او هم از اناتوليوس نام مىبرد در سال 441 م مىداند ( Ind . IX ) . حملهء ايرانيان و ساراسن‌ها ( عرب‌ها ) و ديگران به سرزمين روميان ، كه در آنجا مذكور است ، شايد با حادثه‌اى مربوط باشد كه اسحاق انطاكى ، يكى از نويسندگان دينى سريانى ، نقل كرده است ( چاپ بيكل ج 1 ص 206 به بعد ) . به موجب اين خبر عرب‌ها كه در طرف ايرانيان بودند . به شهر مرزى بيث حور ، واقع در نزديكى نصيبين حمله كردند و آن را ويران ساختند . امّا من نمىتوانم اين گزارش اسحاق ( ص 224 و ص 400 به بعد ) را توضيح دهم كه مىگويد ايرانيان سى و چهار سال است كه در سختى و بدبختى افتاده‌اند . آيا هفتاليان از سال 406 م به قدرت رسيده بودند ؟ از طبرى و پركپ چنين برمىآيد كه جنگ ، بىآنكه شمشيرى از نيام كشيده شود ، خاتمه يافت . اين مطلب اگرچه كاملا درست نيست ولى تا اندازه‌اى حقّ با ايشان است . شرايط مصالحه‌هاى پيشين در اساس پذيرفته شد . پركپ مىگويد كه يكى از شرايط صلح اين بود كه هيچ‌يك از دو طرف در مرزهاى خود استحكامات نسازد ( نيز مقايسه شود با پركپ 1 / 2 ) و اين باز يك مقاولهء شفاهى بود كه از هيچ‌يك از دو طرف انتظار اجراى آن نمىرفت . براى روميان ، كه در اين موقع گرفتار آتيلا بودند ، جاى خوشبختى بود كه يزدگرد را ، كه نقشه‌هاى بدى به او نسبت مىدادند ، گرفتار هيتالان ببينند ( رجوع شود به پريسكوس ) . ( 2 ) - بنا به يك روايت يهودى ، بر اثر دعاى يهوديان ، اژدهائى او را در اطاقش به كام خود فروبرد ( شريرا در موضع مذكور ) .