تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
112
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
بيرون ببرند . مردى كه خورنق را بساخت سنمّار « 1 » نام داشت و چون از بناى آن بپرداخت مردم از زيبائى و استوارى آن در شگفت ماندند . سنمّار گفت : « اگر مىدانستم مزد مرا تمام خواهيد داد و با من ، چنان كه شايستهء آنم ، رفتار خواهيد كرد بنائى مىساختم كه از هر سوى كه آفتاب مىگردد بچرخد » . نعمان گفت : « پس تو مىتوانستى بنائى بهتر بسازى و نساختى ؟ » و بفرمود تا او را از بالاى خورنق به زير انداختند « 2 » . ابو الطّمحان « 3 » القينىّ شاعر در اينباره مىگويد : جزاء سنمّار جزاها و ربّها * و باللّات و العزّى جزاء المكفّر « سوگند بلات و عزّى « 4 » ! او را و خداوندش را پاداشى داد همچون پاداش سنمّار و پاداش آنكه از زير بار سوگندى شانه تهى كند « 5 » . » ( و يا پاداش كسى كه نيكىهاى او را به بدى پاداش داده باشند ) .
--> ( 1 ) - سنمّار گويا رومى بوده است ( حمزه ص 105 و جواليقى ص 87 ) . اين معنى بنا بر عقيدهاى است كه به موجب آن روميان در فنّ معمارى از شرقيان بسيار جلوتر بودهاند . حمزه ( ص 105 ) اين داستان را به قصر ديگرى كه در نزديكى حيره بوده و الصّنّين ( كلمهء محرّف ) نام داشته است نسبت مىدهد و آن در آينده ، در داستان عدىّ بن زيد ، ذكر خواهد شد . ديگران قصر سنمّار را در نزديكىهاى مدينه هم گفتهاند ( جواليقى ص 88 ) . ارزش تاريخى اين داستان نظير داستانهاى ديگرى است دربارهء قصور و ساختمانهاى مانند آن . ( 2 ) - به روايت ديگر ، سنمّار گفت كه در قصر موضعى را مىشناسد كه خرابى آن موجب از هم فروريختن تمام قصر خواهد گرديد . براى اينكه كسى از اين موضع آگاه نشود او را از بام قصر به زير انداختند ( اغانى ج 2 ص 38 و جواليقى در موضع مذكور ) . ( 3 ) - نام اصلى او حنظلة بن شرقى است ( ديوان حماسه ص 55 ) و دزد شريرى بوده است . مىگويند اسلام را هم دريافت امّا من در آن كمى شكّ دارم ( دربارهء او رجوع شود به اغانى ج 11 ص 130 به بعد ) . ابيات بعدى مواضعى است كه كموبيش از اشعار شعراى قديم عرب برداشته شده است تا براى مثل « كسى را مانند سنمّار پاداش دادن » شواهدى ذكر كرده باشند . ( 4 ) - نام الاهههاى عربى است كه در قرآن نيز ذكر شدهاند . ( 5 ) - كسى كه سوگند خورده بود بايستى براى شكستن آن و بيرون شدن از تعهّد حاصل از آن كفّارهاى مىداد . اين عمل را اسلام هم شناخته است ( المكفّر در بيت فوق به معنى « نيكوكارى كه نيكى او را نشناسند » مىباشد . به عبارت ديگر از « كفران » است نه از « كفّاره » . - مترجم ) .