تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
102
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
چادرى را كه در يكى از خانهها براى او برافراشته بودند ببريدند و چادر بر سر او فرودآمد . مدّت پادشاهى او پنج سال بود . پادشاهى بهرام پس از او برادرش بهرام ، پسر شاپور ذو الاكتاف « 1 » ، به شاهى رسيد و لقب او كرمانشاه بود زيرا پدرش در زمان خود او را حكومت كرمان داده بود . بهرام به سران سپاه نامهاى نوشت كه در آن ايشان را به طاعت خود و ترس از خدا و وفادارى به شاه مىخواند . او شهرى در كرمان بساخت « 2 » . بهرام رعيّت را خوب راه مىبرد و
--> كسانى است كه از خاندان نجباى خيلى والامقام بودهاند و شايد فقط هفت خاندان در اين پايه بودهاند ( به مطالب آينده رجوع شود ) . اين اصطلاح عربى منقول از ايدئوگرام بربيتان است كه تلفّظ فارسى آن متأسّفانه قطعى نيست . در سنگنبشتهء حاجىآباد اين طبقه در رديف دوّم است و بلافاصله پس از شهرياران ( پادشاهان تابع شاهنشاه ) قرار دارد . در اين سنگنبشته پس از « اهل البيوتات » طبقهء بزرگان مىآيد كه پهلوى آن وچركان Wacarkan ( از قرارى كه در سنگ نبشته خوانده مىشود ، در متن ديگر كلمهء سامى ربان آمده است ) ؛ پس از آن طبقهء الاشراف است كه پهلوى آن « آزاتان » است . سنگنبشته خود دليل كافى است بر اينكه در اينجا نه با عناوين مبهم بلكه با درجات معين قدرت و مقام سر و كار داريم . ( 1 ) - منبع مستقل ديگرى كه او را به همين صراحت « پسر شاپور دوّم » بگويد در دست نيست . سعيد بن البطريق و ابن قتيبه و مسعودى و الياس نصيبينى فقط گفتهاند : « پسر شاپور » ولى نگفتهاند كه آيا مقصود شاپور دوّم است يا شاپور سوّم . البتّه از قرائن شاپور سوّم به حقيقت نزديكتر مىنمايد . نقش مهرى كه ورهران كرمانشاه ( در اصل كرمان ملكا ) را پسر « شهپهر » مىخواند ( توماس ، سكّههاى نخستين ساسانى ص 110 ) اطّلاع تازهاى به دست نمىدهد . امّا موافقت لازار فرپى ( لانگلوا ، ج 2 ص 268 ) و آگاثياس و ابن العبرى و حمزه ( ص 20 ) و فردوسى در اينكه او پسر شاپور سوّم است كفّه را سنگينتر مىسازد . ( 2 ) - مقصود مسلّما كرمانشاهان واقع در جنوب شرقى يزد است . احتمال دارد كه نام شهر كرمانشاهان ( در عربى قرماسين يا قرمسين ) واقع در ماد غربى از نام اين شخص مشتق شده باشد .