تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

93

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

بكردند « 1 » . شاپور با بازماندهء سپاه بگريخت چندانكه لليانوس توانست شهر تيسفون اقامتگاه شاپور را بگيرد و گنج‌خانه‌هاى او را به دست آورد . شاپور به سپاهيان خود كه در جاهاى دوردست بودند بنوشت و ايشان را از لليانوس و عربى كه با او بودند و آنچه از دست ايشان كشيده بود بياگاهانيد و به فرماندهان نوشت كه با سپاهيان خود به سوى او بيايند . چندى نگذشت كه سپاهيان از هر سوى بر او گرد آمدند و او برگشت و بر لليانوس تاخت و تيسفون را از دست او به درآورد . لليانوس با سپاه خود به شهر به - اردشير « 2 » و اطراف آن فرودآمد . در اين ميان رسولان ميان لليانوس و شاپور رفت و آمد همىكردند . روزى لليانوس در حجرهء خود نشسته بود كه به ناگاه تير تيزى بر دلش خورد و او را كشت . سپاهيان او بىآرام شدند و بترسيدند و از رهايى خود از سرزمين ايران نوميد گشتند . كار ايشان پس از آن به شور مىگذشت زيرا پيشوايى نداشتند . پس خواستند تايووينيانوس را به سلطنت بردارند امّا او نپذيرفت ، چون اصرار كردند به ايشان گفت كه او بر دين ترسا است و نمىخواهد بر مردمى كه دين ديگرى دارند سلطنت كند . روميان گفتند كه ايشان نيز بر دين ترسا هستند و آن را از ترس لليانوس پنهان داشته بودند . پس يووينيانوس درخواست ايشان بپذيرفت و روميان او را به سلطنت برداشتند و دين ترسا را آشكار ساختند . چون شاپور از مرگ لليانوس آگاه شد اين پيام را به ايشان بفرستاد : « اكنون خداوند شما را به دست ما داد و ما را بر شما مستولى گردانيد زيرا شما بر ما ستم كرديد و به سرزمين ما تاختيد . اكنون اميدواريم بىآنكه شمشيرى بكشيم و يا نيزه‌اى به كار بريم شما خود از گرسنگى بميريد . اكنون اگر پيشوايى داريد ( براى گفتگو ) پيش ما بفرستيد . » يووينيانوس خواست خود به سوى شاپور رود امّا هيچ‌كس از سران سپاه در اين رأى از او پيروى نكرد . امّا او رأى خود را پيش برد و با هشتاد تن از اشراف سپاه خود ، در حالى كه تاجى به سر داشت ، به سوى شاپور روى نهاد . چون شاپور از

--> ( 1 ) - اين مطلب را باز نويسندگان عربى افزوده‌اند تا همه چيز را به عرب‌ها نسبت دهند . ( 2 ) - به - اردشير همان سلوكيّه Seleucia است .