دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

88

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

اين امر را در ديدارش از اردبيل مىتوان ديد . اين نكته با اعتقادى به سيد بودنش درآميخته بود يعنى معتقد بود كه از احفاد امام على ( ع ) است و ياد و خاطره او را در كنار امامان ديگر بسيار گرامى و معزّز مىداشت . شاه عباس در زندگى خصوصى بسيار پايبند فرايض دينى بود مگر در مواقعى كه خود را بدست احساسات لطيف زندگى مىسپرد . شاه عباس اوقاف زياد ايجاد كرد و از اراضى خالصه خويش در آذربايجان ، قزوين ، كاشان و اصفهان به اين امر كمك كرد ؛ او مخصوصا با علمايى كه چندان پايبند مال و منال دنيوى نبودند ، انس و الفتى درخور داشت . عليرغم مسامحه زياد شاه عباس در مورد اديان ديگر ، در مواجهه با رعاياى سنىاش چندان مساهله‌اى از خود نشان نمىداد . با اينكه شاه عباس در رفتار با سفراى كشورهاى سنى همسايه پا را فراتر از رفتارهاى معقول شيعى نمىگذاشت ، ولى اتباع و يا اسراى سنى مخصوصا فقها و علماى آنها انتظار هيچگونه مراعات و ترحمى از وى نداشتند ؛ تا چه رسد به هواداران نهضتهاى بدعتگذارى چون اهل نقطه و يا نقطويان ، پيروان محمود پسيخانى گيلانى كه در اين زمان ( حدود سال 1400 م . ) مدعى آئينى با ويژگيهاى تناسخيه بودند « 1 » . به فرمان شاه عباس هواداران اين آئين و آئين‌هاى مشابه را كه در شهرهاى مختلف ايران و حتى در رده‌هاى بالا و در طبقات گوناگون جامعه وجود داشتند ، تعقيب كردند و يا دستگير ساخته و به بند كشيدند و به مرگ محكوم ساختند . اين نهضتها البته بىخطر نبودند چون اغلب آنها گرايشهاى سياسى هم داشتند ، مثلا ملاقاسم ، يكى از نقطويان ، شاه را در تاج و تخت خود محق نمىدانست . البته گفتنى است كه اين واكنش شاه عباس ، با رفتار مخالفان سنى شرق و غرب امپراتورى او با شيعيان فرقى نداشت هرچند كه شاه عباس از بسيارى لحاظ از زمانه خود جلو بود ، ولى از بعضى لحاظ هم رفتارى بسيار جاهلانه داشت مخصوصا در خرافاتى كه بدانها پايبند بود . وى پيراهنى داشت كه آيات قرآن را روى آن نوشته بودند و در مواقع جنگ به تن مىكرد كه ممكن است توضيح مذهبى داشته باشد ، اما در مورد اعتقاد خاصى كه به نجوم و هيأت و خواب داشت و توجهى ويژه در انجام و اجراى آنها مىكرد چنين نيست . البته اين معايب شاه ارزيابى و سنجش شخصيت او را خدشه‌دار مىسازد . جذابتر از همه ، عشق و علاقه او به هنرها مخصوصا هنرهاى نمايشى - تصويرى از هرنوع بود ؛ و اين عشق وى البته گاهى در بعضى از جنبه‌ها با جريانهاى مذهبى چندان همخوانى نداشت . در اينجا كارى با معمارى مذهبى و يا تزيين آنها كه در بالا مذكور افتاد ، نداريم ، بلكه بيشتر به نقاشى مىپردازيم كه تا حدودى مشمول تحريم اسلامى هنرها بود . به خدمات طهماسپ در باب پيشبرد

--> ( 1 ) - كيا ، « نقطويه » .