دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

58

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

برگرداند به فكر حل اين معضل افتاد . باز اشاره مىكنيم كه قبيله تكلّو در سال 937 / 1531 از مقام مسلط و امتيازات خود در ايران خلع يد شد . اعدامها و ايذا و اذيت و تعقيب اعضاى ديگر اين قبيله باعث شد تا يكى از رهبران آنها يعنى المه سلطان ، حاكم شاه در آذربايجان كه پيشتر از آناتولى به ايران فرار كرده بود ، در دربار عثمانى پناه بگيرد . او با توصيف وضع متزلزل شاه و ماجراى درگيرى قبايل در دربار و ايالات و حملات ازبكان به خراسان ، توجه عثمانيان را به امور ايران معطوف و موقعيت را مناسب پيشروى آنها تصوير كرد . سلطان اين قظايا را به فال نيك گرفت و شرايط را براى ازسرواكردن خطر بالقوه‌اى كه از عقب ، امپراتورى او را تهديد مىكرد مناسب ديد ، تهديدى كه در زمان لشكركشىهايش در اروپا ، ممكن بود جدى شود . او المه سلطان را به مقام پاشايى بركشيد و به حكومت حصن كيفا برگماشت . با اين اشاره كه بتليس را هم فتح كند و در حمله تركان به ايران در كنار آنها باشد . ابراهيم پاشا وزير اعظم تركان در محرم سال 941 / ژوئيه 1534 تبريز را اشغال كرد و خود سليمان هم دو ماه بعد وارد شهر شد . او از راه همدان به بغداد راند و شهر در اواخر ماه نوامبر بىهيچ مقاومتى تسليم تركان گرديد . شاه كه با اصغاى هجوم عثمانيان ، لشكركشى عليه ازبكان را متوقف ساخته بود و تا رسيدن به عثمانيان حدود 1200 ميل فاصله داشت ، در تنگناهاى مايوسانه‌اى گرفتار آمد . در خراسان هم مىخواستند او را مسموم كنند . شاملوها در شورش بودند و بدتر از همه امراى قزلباش روزبه‌روز بيشتر او را در تنگنا مىگذاشتند . اين قضايا قبل از اينكه شاه اقتدار خود را تثبيت كند و حاكميت خود را بر قلمرو حكومتىاش اعمال نمايد ، آخرين دشمنى بزرگ قبايل برشمرده مىشد . سليمان با ايجاد ارتباط با سام ميرزاى شورشگر در خراسان كه معتقد بود مىتواند به قيمت آذربايجان صاحب تاج و تخت ايران شود ، از اين موقعيت بهره‌بردارى كرد . به نظر مىرسيد كه شاملوها و شايد هم تكلوها در پشت اين قضايا بوده باشند . ارتباط بين شورشگران خراسان و سلطان را احتمالا غازى خان تكلو سروسامان داده بود كه اتابك بهرام ميرزا در زمان حكومت او در هرات بود و حال با عثمانيان در اقامتگاه زمستانى آنها در بغداد ديدار مىكرد . باوجوداين ديرى برنيامد كه طهماسپ همه رشته‌هاى سليمان را پنبه كرد و او به بين‌النهرين عقب‌نشينى كرد . اين امر سلطان را وادار ساخت تا در بهار سال آينده حمله تازه‌اى را به ايران سامان دهد . شاه از زدوخورد امتناع ورزيد - براستى كه او در موقعيتى نبود كه دست به اين كار بزند . شاه طهماسپ تمام هم‌وغم خود را معطوف حمله به عقبه سپاه تركان كرد و آنها را درگير اين حملات ساخت . هنگاميكه سلطان در اواخر سال 1535 م . به استانبول برگشت ، فتوحات او جز