دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

575

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

ضعفها و كاستىهاى شعراى اين سبك آگاه است ، ولى از آنها تقدير به عمل مىآورد و از بعضى لحاظ همسنگ شعراى بزرگى چون سعدى و حافظ قرار مىدهد . احتمال دارد كه در ممالك خارج از ايران به بعضى از جنبه‌هاى صورى شعر بيش‌از خود ايران ارزش قايل شده‌اند و با سليقه آنها بيشتر همخوانى داشته است . بعضى از منتقدان اخير ايران تلاش كرده‌اند تا حقانيت سبك هندى را به ثبوت برسانند « 1 » . ديوانهاى تعدادى از شاعران اين سبك اخيرا منتشر شده است و بعضى از ابيات آن در تذكره‌ها و جنگهاى سالهاى اخير ازجمله كار جهانبانى راه يافته است . اين شاعران امروزه نسبت به سابق از عنايت بيشترى برخوردار شده‌اند ، امّا بدبينى منتقدان ادبى نخستين و جاافتاده گرچه تا حدودى تلطيف يافته ، ولى كاملا از ميان برنخاسته است . اثرگذارى عمومى شعر سبك هندى اصولا درباره شعر سبك هندى بر محور مفرداتى قضاوت مىشود كه از ديوانهاى شعراى وابسته به اين سبك انتخاب مىگردد ( مخصوصا بوسيله هواداران آنها ) . اين مفردات كه بارها در گلچين‌ها راه پيدا كرده‌اند ، اشعارى ظريف ، باريك و خيال‌پردازانه هستند ؛ آنها اغلب صيقل خورده و فصيح سروده شده‌اند . معذلك اثرگذارى جامع زمانى حاصل مىشود كه كل ديوانها را ملحوظ نظر قرار دهيم . در اينجاست كه متوجه نقاط ضعف زبان ، تلاش تصنعى در باريك‌انديشى و تازه‌گويى ، انباشتن ابيات از صورخيال ، ناهمخوانى تصوراتى كه در يك غزل واحد بدون محور فلسفى و يا اخلاقى روشن بيان شده‌اند ، و فقدان بعضى از احساسات صميمى و راستين مىشويم . خودانگيختگى اين شعر با تازه‌گويى زورورزانه لطمه خورده است . پاره‌اى از شعرا همچون فغانى و وحشى كه در اشعار خود احساسات قلبى خويش را منعكس كرده‌اند ، هنوز پيرو قوالب سبك عراقى بوده‌اند و غزليات آنها بىترديد در زمره اشعار عاشقانه است . امّا بيشتر شعراى اين سبك از قرار معلوم به دنبال كشف انديشه‌هاى نو و تازه و پيچش‌هاى غيرمنتظره و اشارات ظريف بوده‌اند كه غزلهاى آنها را تهى از بعضى تأثيرات و نمودهاى عاطفى كرده و حالت طبيعى آنها را دگرگون ساخته است . غزل پاره‌اى از شعراى متأخر اين دوره ديگر بيان احساسات شاعر نيست ، بلكه فضايى براى فرانمايى طبع و تازه‌گوئى و بداعت شاعرانه است . صورخيال و مضامين آنها يك چيز مجرد شده و وجودى مجزا پيدا كرده است .

--> ( 1 ) - از ميان آنها اميرى در صائب ، ديوان ، ص 2 ، مؤتمن ، تحول ، صص 351 ، 357 به بعد : بيضائى در كليم ، ديوان ، مقدمه ، ص 12 ، سادات ناصرى در آذر ، آتشكده ، جلد 1 ، ص 124 به بعد ، دشتى ، صص 133 به بعد قابل ذكرند .