دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

568

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

جناس زائد در هر قافيه بهره جست . ولى اين تلاشها و اقدامات با ورود كاتبى به صحنه ادبيات كمرنگ‌تر شد . او در يك قصيده چهل‌وهشت بيتى ، در هر بيت دو كلمه مستبعد شتر و حجره را به كار گرفت . كاتبى همچنين سه مثنوى سرود كه يكى از آنها داراى ذوقافيتين است و ديگرى از دو وزن بطور همزمان بهره گرفت ( ذو بحرين ) « 1 » و ديگرى در هر بيت قافيه و جناس را دوبار تلفيق كرده و در پايان هر مصراع آورده است . امير اسلام غزالى به يكى از قصايد انورى نظيره‌گويى كرد كه از هر مصراع آن مىتوان ماده تاريخى درباره سرودن اين شعر درآورد « 2 » . شاعر ديگر صاحب بود كه رثائيه‌اى درباره ميرعليشير سرود و در مصراعهاى نخست آن ماده تاريخ تولد و در مصراعهاى دوم آن ماده تاريخ مرگ او را گنجاند « 3 » . ابن حسام از مشتاقان كاربست صنايع بديعى در شعر بوده و قصيده‌اى مطول سرود كه در هر بيت آن حدود شش تا هفت التزام دشوار به كار بست . بعضى از صنايع بديعى او حقيقتا خارج از توان بشرى است . اهلى شيرازى كه با مثنويهاى كاتبى به چالش و رقابت افتاد ، مثنوى عجيبى به‌نام سحر حلال ترتيب داد كه هرسه التزام كاتبى را در هريك از ابيات آن يعنى دو بحرين ، ذوقافيتين به اضافه يك جناس ، گنجانده ، اينها باز جاى اعجاب نداشت چون وى سه قصيده طولانى به نظم آورد كه در هريك از آنها مىتوان ابيات فرعى بيرون كشيد كه حاوى همه صور صنايع بديعى و لفظى است . در هند هم بعدها حتى شاعرى چون فيضى كه بر صنايع لفظى اشعار بعضى از معاصران خود تأسف مىخورد ، تفسيرى بر قرآن نوشت و در آن از 32 حرف الفباى فارسى فقط از حروف بىنقطه بهره گرفت . اين چند نمونه كه مشتى از خروار است به تنهايى نشان مىدهد كه صنايع لفظى و تعقيدات كلامى موجود در نثر « ادبى » در شعر نيز راه پيدا كرده است . اين زورورزيها كه متضمن مهارت و عمل زيادى بود ، مورد تمجيد قرار گرفت و تعدادى از شعرا ، چيره‌دستى خود را دراين‌زمينه آزمودند . لطف اللّه نيشابورى مثنويى سرود و در آن خود را ملزم ساخت به اينكه از چهارگل ، چهار جواهر ، چهار سلاح ، چهار رنگ ، چهار روز و چهار عنصر نام ببرد بدون اينكه مفهوم و معنى آنها بر شعر تحميل گردد . دولتشاه از يك شاعر همدوره خود ، سيمى نيشابورى ، نام مىبرد كه مبادرت به چنين كارى كرد ولى پس از يك سال تلاش ، موفق نشد « 4 » . درحاليكه تعداد معتنابهى از شاعران سرودن به سبك نسبتا بىقيدوبند اوايل دوره تيمورى را ادامه مىدادند ، شاعرانى كه متمايل به « اصالت » در شعر بودند به بهره‌گيرى مفرط از صنايع

--> ( 1 ) - ذو بحرين شعرى است كه آن را به دو وزن توان خواند و اين كار با سنگينى و يا اشباع صوت و سبك و يا بدون كشش حاصل مىشود . ( 2 ) - نوائى ، مجالس ، ص 14 ( ترجمه فخرى هراتى ) . ( 3 ) - همان ، ص 244 ( ترجمه شاه محمد قزوينى ) . ( 4 ) - دولتشاه ، ص 319 .