دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
563
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
شبهقاره هند با فعاليت گروههاى مسلمان در سدههاى نخستين اسلامى به روى فرهنگ ايرانى گشوده شد و بعدها تحت سيطره سلطان محمود غزنوى در سده پنجم / يازدهم درآمد . غزنويان هند از نخستين ياريگران و هواداران ادب پارسى در شبهقاره هند بودند . بعدها در قرن هفتم / سيزدهم امير خسرو دهلوى سخنگوى شاعرانى شد كه در شعر از او پيروى مىكردند . تأسيس امپراتورى مغولان بوسيله بابر در سال 932 / 1526 حمايت و هوادارى از ادب فارسى را در شبه قاره هند به سطح غيرمنتظره و والائى رسانيد . گروهى از شعرا در دربار جانشينان بابر گردآمدند . گشادهدستى امپراتوران مغولى هند نسبت به شاعران ايرانى در رقابت رجال اديب و ادب دوست و هنرپرور و هنردوست آنها با يكديگر بر سر جذب و گمارش شعرا و هنرمندان به صورت افسانه درآمد . تعدادى از شرححال و تذكرهنويسان « 1 » اين مسأله را به بحثوفحص گرفتهاند ( به مطالب زير رجوع كنيد ) . وحدت شعر فارسى در زبانهاى مختلف در تركيه شعر به زبان تركى ، در بين ازبكها به زبان چغتائى و در هند مسلمان به زبانهاى مختلف هندى ازجمله سندى و اردو سروده مىشد . نكته قابل توجه اينكه شعرها قطع نظر از زبانى كه شعرا به كار مىگرفتند ، شبيه هم بود . شعر در مناطق وسيعى از آسياى صغير تا تركستان و بنگال با ديدگاه ، قراردادهاى ادبى ، قوالب ، اوزان ، قوافى و بالاتر از همه صورخيال مشابه سروده مىشد . انتخاب زبان را زبان مادرى ، مسأله عادت ، حمايت و رغبت ايجاب مىكرد ولى قوالب آن قالب شعر فارسى بود . اى ج . و . گيب در كتاب قديمى تاريخ شعر عثمانى خود مىنويسد كه « شعراى نخستين عثمانى و جانشينان آنها با تمام توان و نيروى خود چيزى فراتر از شعر فارسى با كلمات تركى نگفتند . . . شعر آنها فراتر از احساسات ملىشان نرفت . شعر در نظر آنها يكى و غير قابل تجزيه بود « 2 » . » اين نكته به جز در حيطه شعر عاميانه ، درباره ادبيات مردم تركنژاد آسياى ميانه و مسلمانان هند هم مصداق داشت ؛ گيب بطور خلاصه مسلمانان غيرعرب را آسياى غربى مىنامد . او اشاره مىكند « مسأله عمده اين بود كه نويسنده در ادبيات آسياى غربى از چه زبانى بهره بگيرد ، چه فارسى ، عثمانى و تركى باشد و چه اردو و پشتو ، كلا تحتتأثير جائى بود كه در
--> ( 1 ) - مثلا نگاه كنيد به نهاوندى ، جلد 3 ، ص 1 به بعد ؛ بدايونى ، جلد 3 ، ص 170 به بعد ، ثنائى ، صص 126 - 89 ؛ آزاد بلگرامى ، خزانه ( تأليف در 1176 / 1762 ) درباره شعرائى كه صله و خلعت خود دريافت كردهاند ؛ شبلى نعمانى ، جلد 3 ، صص 17 - 4 ؛ عبد الغنى ، جلد 1 بخش 2 ، ص 138 به بعد و جلد 3 ، بخش 2 ، ص 38 به بعد . ( 2 ) - گيب ، جلد 1 ، ص 29 . در تحرير اين بخش گاهى از مطلب خود با عنوان « ادبيات صفوى » استفاده كردهام .