دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
55
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
بيشتر به اين جهت كه تا آن زمان قزلباش محلى تحت نفوذ تكلّو بود و تكلّو هم ديرى بود كه از اطراف شاه روبيده شده بود . باوجوداين ، حال گروه جديد فشار و نفوذش را بر هرات اعمال مىكرد . سام ميرزا دگرباره حاكم هرات شد ، چنانچه قبلا هم تحت قيومت اغزيوار سلطان ، اتابكى از قبيله شاملو ، به اين مقام رسيده بود . اينبار شاه زمستان را در هرات گذراند . شاه سپاهى را براى تدارك حملهاى به ازبكان به مرو و منطقه وجستان در سرچشمه مرغاب فرستاد . او در ذو الحجه 940 / ژوئن 1534 با قواى اصلى به طرف بلخ حركت كرد . در آنجا خبر حمله عثمانيان به شمال غرب ايران به دو رسيد . ازاينرو نقشههاى خود را تغيير داده و به طرف غرب برگشت . قبل از اينكه وقايع جنگ آتى بين گروههاى عثمانى - ايرانى را پىجوئى كنيم ، بايسته است مسأله تلاش و كوشش عليه ازبكان و سرنوشت غائى آن را به بحثوفحص بگيريم . امّا به اين نكته اشاره مىكنيم كه حمله عثمانيان بحران كمرشكنى را در سلطنت شاه طهماسپ پديد آورد ، چون اين حمله از نظر زمانى مقارن با توطئهچينى قزلباشان بود كه قبلا بدان اشاره رفت . اينبار عبيد اللّه خان از درگيرى شاه در غرب و بحرانى كه در دربار ايران رخ داده بود بهترين فرصت را فراچنگ آورد و اين جاى شگفتى نداشت . البته بايد اين عقيده را كه سلطان عثمانى درصدد اتحاد با ازبكان بود تا صفويان را در يك حركت گازانبرى به دام اندازد و يا بالعكس عبيد اللّه خان در بخارا درصدد يكچنين حركتى بوده ، فرو بگذاريم . اين واقعيت كه عبيد اللّه خان نتوانست تا زمان بازگشت عثمانيان به حمله خود جامه عمل بپوشاند ، فرضيه فوق را رد مىكند . اينكه آيا عبيد اللّه خان با شورش قزلباش كه در اثناى آن حسين خان شاملو كشته شد ، در ارتباط بوده نيز مسأله كاملا متفاوت ديگرى است . عواقب اين شورش در خراسان صدور حكمى از طرف مقامات هرات بود كه دست تركمانان را در چپاول مردم شهرها بازمىگذاشت . شورش سام ميرزا و اتابك و امراى او زمانى آشكار شد كه آنها بدون اجازه شاه عليه قندهار كه بخشى از امپراتورى مغولان هند بود ، لشكر كشيدند . خصومت موجود بين عبيد اللّه خان و مغولان و اينكه عبيد اللّه در ابتدا درصدد هيچ نوع حمله و هجوم ، جز تك ضربههايى به هرات ، نبود ، گواينكه شهر در حالت هرجومرج شبيه جنگ داخلى و كاملا بدون حمايت و پشتيبانى نظامى رها شده بود ، همه و همه بايسته دركى عميق است . بىترديد در بخارا مىدانستند كه سلطان عثمانى قبلا بطور رسمى سام ميرزا را بهجاى برادرش طهماسپ ، بهعنوان شاه به رسميت شناخته است . هنگاميكه عبيد اللّه خان در سال 942 / پايان 1535 تدارك پنجمين هجوم را عليه خراسان مىديد ، شورش مردم در مقابل قزلباشها در هرات و اطراف آن به سبب چپاول وحشيانهاى كه مرتكب شده بودند ، در شرف تكوين بود . تعداد شورشگران زياد بود و آن مايه قدرت داشتند كه