دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

545

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

بهشتى مشكوكى شاعر ديگر اين دوره در سال 985 / 8 - 1577 شاهنامه بهشتى خود را درباره جنگهاى بين سلطان مراد سوم عثمانى و محمد خدابنده ، شاه صفوى به نظم آورد . اين شاهنامه قابل مقايسه با فتوح العجم جمالى بن حسن شوشترى است كه گزارشى از فتح تبريز بدست عثمان پاشا در سال 996 / 8 - 1587 است . ملاكامى شيرازى در سال 1030 / 1 - 1620 وقايع الزمان و يا فتح‌نامه نورجهان بيگم را درباره تاريخ سالهاى پايانى نور الدين محمد جهانگير و جنگهاى او با دشمنانش ، به پايان رساند . همچنين در اين نوع شعر كه در زمينه جاودانه‌سازى وقايع نظامى سروده مىشد شاعر ديگرى به‌نام بهشتى آشوبنامه هندوستان را درباره جنگهاى بين فرزندان جهانگير يعنى وقايع سالهاى 1067 م . تا 1069 / 7 - 1656 تا 9 - 1658 تصنيف كرد . شعر ميرزا محمد رفيع خان باذل مشهدى ، همدوره امپراتور مغول جهانشاه ، از نوع ديگر بود . او در سال 1123 يا 1124 / 1710 يا 3 - 1712 درگذشت و شعرى مذهبى به‌نام حمله حيدرى سرود كه ميرزا ابو طالب فندرسكى پس از فوت او آن‌را تكميل كرد . اينها شاعران نام‌آور و برجسته دوران صفوى بودند . علاوه بر اينها ، شاعران ديگرى هم در دربارهاى ايران ، هند و روم زندگى مىكردند . هركدام از اين شاعران درپى اين بودند كه ديوانى براى خود ترتيب دهند و يا مجموعه اشعارى بهم بزنند ، ولى آثار پرحجم آنها تهى از هر مايه‌اى بود . نثر فارسى در دوره صفوى نثر فارسى در دوره صفوى برغم كاربرد گسترده و رونق و رواج آن در ايران ، هند و روم نتوانست به تراز والائى از ادبيات دست پيدا كند . با اينكه در اين دوره تعداد بيشمارى از آثار در زمينه‌هاى مختلف پديد آمدند ، ولى آن برجستگى و مايه‌ورى خاص ادبى را نداشتند ، چون بيشتر نويسندگان اين دوره به نكات سبكى و زبانى و صنايع لفظى چندان پايبند نبودند . بطوركلى آثار منثور اين دوره ، بويژه آنهايى كه داراى هويت ادبى بودند ، بايسته ذكر و تأمل نيستند . اگر هم نويسندگان درپى سبكى ساده و بىآلايش رفتند ، بيان كم‌مايه و سخيفى را برگزيدند ؛ و اگر هم خواستند از نثرى مصنوع و متكلف بهره جويند ، از ترفندهاى بىخاصيت استفاده كردند . آثارى كه در حدفاصل اين دو نوع نثر قرار داشتند همچون عالم‌آراى عباسى ، معدود و كم‌ارج بودند . بطوركلى نثر دوره صفوى سست و مصنوع‌تر از نثر دوره تيمورى است ؛ آثار صفوى آكنده از عناوين توخالى ، تعقيدات لفظى و كلام مقفى است كه موضوع اصلى را پوشانده و يا مغفول نهاده