دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
518
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
و مثلا حتى در حجارى معروف بيستون در نگاره خسرو و شيرين « 1 » در منظره درون يك طاقچه به گونه نقاشى ديوارى عشاق جلوه يافته است ؛ و ابرها در نسخه بالتيمور با رنگ آبى كمرنگ و طلايى تا حاشيه كشيده شده و شبيه پسزمينههاى بعضى از طراحيهاى پيكرهاى شده است . بىاعتنايى مشابه به منظره و معمارى در نسخه قابل توجه شاهنامه سال 1023 / 1614 ديده مىشود كه مبين جنبهاى ديگر از ذوق و سليقه شاه است و يك اثر التقاطى از نسخه شاهنامه بايسنقرى سال 1430 م . است كه مىبايد در كتابخانه شاه بوده باشد . اين نسخه حاوى سىونه نگاره است كه تركيببندى بيشاز نصف آنها از شاهنامه بايسنقرى سال 1430 م . ، البته با سادهگرايىهاى خاص ، اقتباس شده است « 2 » . رنگاميزى و همانندسازى تصنعى آن با مهارت تمام صورتگرفته و عناصر منظرهها هم شبيه همان نسخه است ؛ امّا تعدادى از پيكرهها با جامههاى همزمان و معاصر تصوير شده مثل نگاره « رستم بيژن را از چاه بيرون مىكشد . » در اينجا زندانى پالهنگ مغولى به تن دارد ، ولى جامهء او متعلق به اوايل سده يازدهم / هفدهم است و كوزه آبى هم در كنارش قرار دارد . پسزمينه ، صحنهاى از صحنههاى خيالى است كه از صخرههاى مرجانى متداول دوره تيمورى شكلگرفته ولى تقريبا همه فضاى آسمان را پوشانده است . رستم با پيكره قراردادى سبك هرات نمايانده شده و پيشزمينه هم مملو از گياهان نگارههاى اوليه تيمورى است . در بعضى از نگارهها عنصرى نامناسب وجود ندارد و منظره نيز تقليد قابل قبول است مثل نگاره « به كمند انداختن رستم خاقان چين را . » در نگارههاى ديگر هم پارهاى از تركيببندى اقتباسى و پارهاى ديگر اختراعى و ابداعى است و هماهنگى ويژه دارد . پيكره خود شاهزاده بايسنقر بر روى اسب در كنار ملازمين او ، با يك صحنه چوگانبازى دمسازى دارد و از يك صحنه دو صفحهاى شكار گرفته شده كه سرلوح شاهنامه بايسنقرى سال 1430 م . را شكل داده است . زمينه بجاى گياهان ، پوشيده از نقوش اسليمى گياهى است يعنى رسمى كه بعدها در سده دهم / شانزدهم در شيراز توسعه يافت . شاه عباس تصميم گرفته بود تا با شاهزادگان حامى هنر تيمورى رقابت كند ؛ و لذا منابع مشابه از مواد و كاركنان كتابخانه را گرد آورده بود . امّا روح زمانه هيچگونه سازگارى با حماسه تغزلى نداشت . در ايران مكتبى از نقاشى تاريخى نظير هند و يا مكتبى از چهرهنگارى مثل مغولان اعظم ايجاد نشد . بهجاى آن ، هنرمندان در فضيلت و مهارت خوشنويسى و غناى طرح به رقابت با يكديگر پرداختند . براى نخستينبار در تاريخ هنر ، اكثر طراحيها امضاء شدند ، ولى البته
--> ( 1 ) - كونل ، Miniaturemalerei ، تصوير 90 . ( 2 ) - گرى ، نقاشى ايران ( 1961 م . ) ، ص 164 . گروبه ، The Classical Style ، تصاوير 82 ( 4 - 1 ) .