دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

51

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

اسماعيل اين سيادت او براى مدتى متوقف شود ؛ و رهبران تركمان هرآنچه در امكانشان بود به كار بستند تا رشته‌ها را پنبه كنند و نگذارند گرايشهاى مشابهى در زمان شاه جديد پديد آيد . ديوسلطان از قبيله روملو كه اتابك طهماسپ بود ، در مقام اميرالامرائى زمام امور را در دست گرفت . تا زمانيكه ساير قبايل تركمان ازجمله استاجلو ، قبيله مقتدرى كه در خراسان و در تبريز اقامت گزيده بود ، در پذيرش اين نظام ترديد نكردند ، مقام و منزلت او به مخاطره نيفتاد . باوجوداين ، ديوسلطان درصدد برآمد تا با ورود به پايتخت ، اقتدار خود را به رخ آنها بكشد . امّا وادار به واگذارى امتيازاتى شد : او با يارى كپك‌سلطان ، امير متنفذ قبيله استاجلو و چوهه‌سلطان رهبر قبيله تكلّو ، اتحاد سه‌گانه را براى تسلط بر امپراتورى تشكيل داد . ديوسلطان براى راندن متحدان خود كه آنها را از ابتدا رقيب بالقوه‌اى براى قدرت خويش مىدانست به دست‌وپا افتاد و باعث درگيريهائى شد كه از بهار سال 932 / 1526 به بعد رخ داد و به شكل جنگهاى منظمى بين قبايل مختلف درآمد . اين جنگها در آغاز محدود به شمال غرب ايران بود ، ولى بعدها نواحى ديگر كشور ازجمله خراسان را نيز به كام خود كشيد . نتيجهء اين درگيريها ، جنگ داخلى و برهمزدگى اوضاع سراسر ايران و فعل و انفعالات جديد ازبكان در شرق مملكت بود . قبيله استاجلو در اين جنگها متحمل ضربات سنگينى شد و كپك‌سلطان هم به قتل رسيد . بدنبال آن چوهه سلطان تكلّو موفق به كسب حمايت شاه شد و در نزد او شروع به سمپاشى عليه ديوسلطان روملو كرد تا اينكه در تابستان سال 933 / 1527 قبل از برپائى بار عام ، شاه تيرى به طرف اتابك خود پرتاب كرد و اين كار نشانه‌اى براى بركنارى وى بود . بدين‌ترتيب پس از سلطه قبيله روملو ، قبيله تكلّو تسلط يافت ولى اين سلطه فقط سه سال طول كشيد . بين تكلّو و شاملو در اوائل سال 937 / 1 - 1530 برخورد آغاز شد و به جائى رسيد كه حسين خان سركرده شاملوها و حاكم هرات ، با مخالفان خود در خيمه سلطنتى درگير شد . چوهه‌سلطان به قتل رسيد و حسين خان جاى او را گرفت . تكلوها نيز درست مثل استاجلوها و روملوها در ايام سابق ، به نفع شاملوها كنار گذاشته شدند . امّا ايام كاميابى حسين خان هم كوتاه بود : سه سال بعد فرو كشيده شد و به قتل رسيد ، گواينكه شاه از طرف مادرى كه خواهر شاه اسماعيل بود با حسينخان نسبت داشت . اين بررسى مختصر درباره قزلباشها در دورهء فترت كفايت مىكند . كافيست بدانيم كه قبايل تركمان به‌سرعت تحول يافته و به نوعى از محافظان سلطنت صفوى تغيير چهره دادند يعنى تحولى كه از ويژگيهاى سده دهم / شانزدهم است . به سادگى ميتوان تصور كرد كه هركدام از اين تحولات و سركوبيها با چه مايه دسيسه افراد و قبايل و متحدان آنها همراه بوده است . سقوط يك نفر امير در هر زمان ضربه مهلكى براى حكومت و كل امپراتورى بود چون اوضاع دربار معمولا