دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
507
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
تعليم آن و داراى ارزش تاريخى كم « 1 » ، و ديگرى كتاب سام ميرزا پسر شاه اسماعيل اول . رساله او نخستينبار در سال 1015 / 1596 به اتمام رسيد و بعدها مورد تجديدنظر قرار گرفت و در سال 1606 م . وقتى كه دومين نسخه آن كامل شد ، خاتمه يافت . نكته گفتنى در اين نسخه اينكه خوشنويسان برجسته ( نظير خطاطان دربار ابراهيم و بايسنقر فرزندان شاهرخ و شاه طهماسپ ) بارها در طرحريزى كتيبههاى سترگ ابنيه و اجراى آنها بر روى كاشيكارى و يا آجرهاى لعابدار همكارى داشتند . از اينجاست كه بين تزيين نسخهها و ابنيه ارتباط نزديكى برقرار شده است و گفته مىشود كه ابراهيم استرآبادى دو بيت به خط نستعليق « بر عنوان در درگاه كاشىكارى آستانه مقدسه منوّره متبركه حضرت معصومه صلوات إله عليها » نوشت « 2 » . قاضى احمد پيوسته از مهاجرت هنرمندان كتابپرداز در كسب حمايت و دوستىشان با شاهزادگان صحبت مىدارد . پروفسور مينورسكى كه چاپى ارزشمند را از رساله قاضى احمد انجام داده ، در مقدمهاش اشاره مىكند كه طرح كتاب او از اصل موضوع فراتر رفته و تقريبا شبيه مناقب هنروران از شاعر و مورخ ترك مصطفى عالى شده است كه حدود ده سال قبل از آن تأليف شده بود . اين رساله يك رساله تأليفى است و در تأليف آن از منابع پيشين استفاده شده و قاضى احمد از اين منابع فقط به يكى اشاره مىكند كه سيمى نيشاپورى « 3 » ، خوشنويس مشهدى در حدود ميانه سده نهم / پانزدهم نويسنده آن بود و آنرا در باب هنر خطاطى و ترسل و كلا هنرها نوشته بود . علاوهبراين دو تكنگارى ، اطلاعات راجعبه تاريخ هنر كتابآرايى را بايد در صفحات تواريخ عمومى جستجو كرد ؛ سرتامس آرنولد قطعاتى از تاريخ دو مورخ يعنى خواند مير و اسكندر منشى را در اين قلمرو چاپ كرده است « 4 » . اسكندر منشى اطلاعات خود را در اين باب تا زمان مرگ شاه عباس اول ادامه داده است و حال آنكه مير خواند گزارش خويش را با سال مصيبت بار 913 / 1507 هنگاميكه محمد شيبانى خان هرات را متصرف شده ، به پايان برده است . آرنولد همچنين قطعه مربوط به اين امر را از ميرزا محمد حيدر دوغلات ( متولد 905 / 1499 ، متوفى 958 / 1551 ) ترجمه كرده است « 5 » . درباره تشكيلات كتابخانه سلطنتى هم صرفنظر از اطلاعاتى كه مىتوان از گزارشهاى شرح حالى بدست آورد ، تا پارهپسين اين دوره اطلاعى در دست نيست و در اين زمان تذكرة الملوك تأليف در حدود 1725 م . بعضى از آمار نسبى را درباره كاركنان كارگاههاى سلطنتى ازجمله كتابخانه سلطنتى ارائه داده است . در آن زمان درمىيابيم كه كاركنان
--> ( 1 ) - ضميمه كتاب قاضى احمد ، صص 25 - 106 . ( 2 ) - همان منبع ، ص 89 . ( 3 ) - همان منبع ، ص 19 ( 4 ) - آرنولد ، Painting in Islam ، صص 44 - 139 . ( 5 ) - BSOS ، جلد 5 ( 1930 م . ) و منقول در بينيون ، نقاشى نگارگرى ايران ، صص 91 - 189 .