دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

505

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

جغدان نشسته بر خرابه‌هاى روستا ، شروع مىشود كه رقم حتمى ميرمصور را دارد و اين رقم به دورن نقاشى كشيده شده يعنى كارى كه بندرت در اين دوره رخ مىداد . منظره در اكثر نگاره‌هاى خمسه ، بخش چشمگير و برجسته آنهاست كه در كاشيكارى فروريخته و مدخل آشيانه پرنده و نيز ماران و جغدانى كه بر سر ويرانه مىنالند ، به حد و حجم قابل توجهى از واقع‌گرايى دست يافته است . غروب دل‌انگيز ، شيوه‌اى را برپاداشته كه در بقيه سالهاى اين سده ادامه يافته است . ساير نگاره‌هاى اين كتاب حاوى انتسابهاى كتابخانه‌اى است ولى چندتا از اين انتسابها قابل قبول است مخصوصا نگاره آقا ميرك با عنوان « جلوس خسرو » و نگاره سلطان محمد با عنوان « نخستين ديدار خسرو از آبتنى شيرين » . نگاره اخير يكى از زيباترين تصاوير اين موضوع معروف و محبوب بوسيله نگارگرى است كه بدست ما رسيده است ؛ چون در اين نگاه منظره و پيكره‌ها به يكسان احساس غنايى يك صحنه رمانتيك را القاء مىكنند . در نگاره نخستين درباريان خسرو با لباس پرزرق‌وبرق دربار طهماسپ ظاهر شده‌اند درحاليكه قوس تخت بزرگ به گونه جداره‌اى جلوه‌گر شده كه باغ پسزمينه از آن به خوبى قابل رؤيت باشد . مير سيد على فرزند مير مصوّر صحنه‌اى از چادرهاى صحراگردان را تصوير كرده كه در آن سه چادر ليلى و ملازمين او نقاشى شده و نيز مجنون زار و نزار كه بوسيله پيرزن گدائى به غل‌وزنجير كشيده شده و ليلى او را ملاقات مىكند . اين صحنه سبز يكى از تركيب‌بنديهاى پيشرو اين سلسله از نگاره‌هاست و از زوايا بر روى دو محور قرار گرفته و جزئيات واقع‌گراى رمه‌بانان و گلدوزان را كه با مضمون رمانتيك داستان تصويرشده ، تلفيق و تركيب كرده و تنشى متعادل و متوازن بوجود آورده است . در نقاشى هند جايى كه مير مصور مكتبى را ايجاد كرد ، رئاليسم افزايش يافت ولى تخيل بسرعت محو شد . در مورد تاريخ هنر كتاب‌آرائى در قرن دهم دو منبع اصلى وجود دارد كه هردو درخصوص وقايع و تجارب اشخاص از منابع قابل اعتماد هستند ولى چيزى درباره ادوار سابق ارائه نمىدهند . باوجوداين ، اين منابع از بهترين منابعى هستند كه درباره تاريخ كهن نقاشى نگارگرى ايران در كارگاههاى هنرى دوره صفوى بدست ما رسيده است . اين دو منبع حتى در جائى كه اهميت ادبى خود را از دست مىدهند ، راجع‌به شيوه‌هاى نقاشى و حاميان آن اطلاعاتى ارزشمند عرضه مىكنند . مولانا دوست محمد از اهالى هرات و خوشنويس مشهور و بر طبق نوشته تحفه سامى سام