دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
501
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
نظامى پيوست و به احتمال اداره كتابخانه سلطنتى را در حدود سال 1540 م . به مير مصور واگذاشته است . همچنين گزارش شده كه وى روى يك نسخه دربارى شاهنامه كار مىكرده كه به احتمال زياد همانست كه در مجموعه هوتون موجود است . اين كار براى سلطان محمد پيش از اينكه به دربار مغولان اعظم مهاجرت كند ( كمى پس از ورود امپراتور همايون به كابل در سال 956 / 1549 ) يك فرصت دهساله پديد آورده است . تعدادى از نگارههاى اوليه اين نسخه يعنى برگهاى V 21 و V 22 و V 23 در نوع خود شاخص هستند « 1 » و مىتوانند آثار هنرمندانى باشند كه در دربار آققويونلو تربيت شدهاند ، چون داراى خلاقيت در تصوير گياهان ، و پيكرههاى نسبتا درشت نسبت به اسبان و سرهاى بزرگ نسبت به بدنهايشان هستند . نقشپردازى درختان ، ابرها و صخرهها در حد عالى است و شادابى و سرزندگى در رنگآميزى و حركات در اين صحنهها موج مىزند . براى رنگآميزى آسمان از طلا استفاده شده است . اين سبك را مىتوان فقط در نيمى از نگارههاى اين نسخه مشاهده كرد . در چند صفحه آن تأثير سبك هرات كاملا به چشم مىخورد و نشاندهنده پيكرههاى ريز ، معمارى باشكوه و صخرههاى سفيدرنگ با سنت متقدم تيمورى است ( برگ V 89 ) . اين دو نوع نگارگرى كه هردو غنى و درخشان است بر نسخه حاكم است ؛ ولى در اين نسخه نوعى آيندهنگرى و تركيببندى هنرى وسيعتر و پيكرههاى بيشتر به چشم مىخورد . در اين نسخه تنوع شديد خلاقيت و غناى جزئيات موج مىزند تا آنجا كه تأثير فزاينده و مركب آن كاملا توان كاه و كوبنده است . در آن شديدا بر چارچوب اطراف فضاى متن تأكيد شده و اين مسأله در اكثر موارد حتى در جايى كه نگارهها از قاببند خود خارج شده و به يكى از جوانب حاشيه خزيدهاند ، ديده مىشود . خود اين كشيدگيها معمولا شكل مستطيل هستند و لذا كلمات متن را تا كنارههاى صفحه كشاندهاند . چندتا از آنها هم در قسمت فوقانى حالت مثلثگونه يافتهاند ؛ خطوط محدودكننده از اين نظر براى هنرمند اهميت داشته كه مىخواسته از آن بهعنوان ابزار معمارى در تركيببنديها بهره گيرد . بندرت اتفاق افتاده كه در اين نگارهها از عادت نشاندادن برجك هرمى بر روى كوشك و يا بيرونزدگى كاكل درختى از بخش فوقانى صفحه كه در دوره تيمورى معمول بود ، استفاده شده باشد و حال آنكه در چندين مورد ، اين كشيدگيها به جوانب مختلف متمايل شده يعنى عملى كه از ميانه اين سده رواج كامل يافته است . درواقع ضعف اين سبك نو ، در پراكندگى ، سستى تمركز بر روى موضوع و ناكامى در ارائه حركت و اشتياق عاطفى نهفته است . اين نگارهها از نظر فنى بىنظيرند و از حيث هماهنگى رنگها در هنر جهان تالى ندارند .
--> ( 1 ) - ولش ، Wonders of the Ages ، صص 3 - 52 ، شماره 9 و A king , s Book of Kings ، صص 7 - 92 .