دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

485

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

از ويژگيهاى معيارى ، تغيير بنيادى سطوح ظاهرى و داخلى ديوار است ؛ كاوديوارهاى عميق در ديوار ايجاد مىشد و گاهى هم قوسهايى آن‌را مىشكافت . آرامگاهها معمولا دو طبقه‌اند ؛ آرايش معمولى در اين نوع موارد وجود حلقه‌اى از طاقچه و يا قوسها در طبقه هم‌كف و تكرار آن در نخستين طبقه است ( نه توسعه ارتفاع آن ) . بالاخانه‌هاى داخلى و خارجى به عمق نقشه‌نما مىافزايد و شباك يا طاقگان مقرنسى كاذب و قابها هم دهانه‌هاى خاص را مفصل‌بندى مىكنند . كثرت پنجره‌ها هم به معمار امكان مىدهد تا از تقابل نور و سايه استفاده كند . سطوح مختلف در همهء اين ويژگيهاى گوناگون ( سطح نور ، رويه و بافت ) در كنار هم هستند و نقشمايه مشابهى به موازات محور افقى و عمودى تكرار مىشود . آنچه حاصل مىگردد فضائى از تنوع دلنشين را ايجاد مىكند . بررسى آرامگاههاى متقدم مىرساند كه در اين نوع بناهاى ايرانى هرگز به گونه منظم از سه بعد استفاده نشده است . در بعضى موارد تأكيد بر تنديس‌گونگى بوده است « 1 » . با اينكه معماران دوره صفوى از تجمع فضائى عناصر و واحدهاى گوناگون در يك واحد يگانه آگاهى داشتند ولى ابنيه آنها را نمىتوان يك مجتمع برشمرد . معمارى صفوى محتاط است . اين معمارى با حجم‌ها و توده‌هاى عظيم سروكار دارد و سطوح نرم و ساده را بر سطوح پيچيده و بغرنج ترجيح مىدهد . طاقبندى كه اساس و ذرات هرنوع معمارى خط خميده است ، به جز در چند ساختمان زيارتگاهى نظير ماهان ، يكنواخت و تكرارشونده ( البته در تقابل با نمايش هنرنمايانه دوره پيشين ) است . هنگامىكه معمار دوره صفوى ترديدى مىكرده ، چند رديف ديگر از كندوهاى « مقرنسى » ديگر مىساخته است . گنبدهاى دوره صفوى از الگوهاى دوره تيمورى و ايلخانى ، نه جلوتر ، پيروى كرده‌اند ، ولى گستره محدودى دارند : مثلا گنبدهاى هندوانه‌اى محو شده است . ساخت ، قابل اعتماد است ولى اصيل نيست . البته اين اطمينان را تاحدودى مىتوان در مورد ابنيه غيرمذهبى عمومى نظير كاروانسراها رواداشت مخصوصا زمانيكه در تعداد بيشترى ساخته مىشدند و درخصوص بناهاى مذهبى مهم چندان به روا نبود . مخصوصا پيچيدگيهاى ساختى آنها ملايم‌تر شده است . اين جريان ساده‌گردانى زمانى آشكار مىشود كه يكى از آثار دوره صفوى با معمارى پيشين اسلامى ايران مقايسه شود . هنگامىكه فراتر از قدرت حجيم و آرايه دقيق عمارات آجر سلجوقى و تنش عصبى معمارى ايلخانى رفته ، بالاتر از توان واقعى خود اقدام كرده است . شكل قوسها ، حالت رؤيائى و دلچسب قوسهايى را كه در دو سده پيشين توليد شده ( گرچه قوسهاى سلجوقى بسيار متفاوتند ) از دست داده است . بيشترين شگفتى در مواد و

--> ( 1 ) - پوپ ، در SPA ، صص 4 - 1171 ، 9 - 1178 ، 12 - 1211 .