دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
483
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
فقدان فهرست جامعى از ابنيه دوره صفوى ، تعيين جريان مرمت و تعمير آنها را دشوار مىسازد . امّا چنين مىنمايد كه اين مرمتها بطور متناسب در زمان سلطنت بعضى از شاهان صورت گرفته است . شواهد حاكى از آنست كه شاهانى كه از مبادرت به پروژههاى عظيم بناسازى اجتناب كردهاند يعنى اسماعيل اول ، طهماسپ اول و صفى اول ، در زمان آنها مبالغى مرمت بىحساب و كتاب صورت پذيرفته است . و نيز به نظر مىرسد كه ميزان مرمتها در مقابل بناهاى جديد در زمان سلطنت شاه سليمان و شاه سلطان حسين سير قهقرائى پيموده است و پيداست كه ناتوانى تدريجى حكومت صفوى بر حمايت از معمارى تأثير منفى گذاشته و آنرا در چارچوب پروژههاى نسبتا بىمايه محصور كرده است . ليكن ترديدى نيست كه در صورت پيدا شدن شواهد و اسناد و مدارك ديگر ، اين تعميمها تلطيف خواهد شد و صورت بهترى خواهد يافت . همچنين ( به استثناى اصفهان ) تعيين نسبت ثابت بين آثار مرمتشده و ابنيه جديد در سرتاسر ايران و نيز تشخيص ميزان بهرهگيرى بعضى از مناطق از اين ابنيه جديد در ادوارى مشخص ، بسيار زود است . سبك اشارات پيشين براى زمينهپردازى اين معمارى بسنده مىنمايد . بهتر آنست كه سبك ابنيه صفوى با توجه به كميت و تنوع آنها با تمركز در سه ناحيه عمده بررسى و ارزيابى شود : ابنيه سده هفدهم اصفهان ، آرامگاههاى بزرگ ؛ و معمارى غيرمذهبى سده هفدهم . تعميمهايى كه درپى خواهد آمد با توجه به اين سه گروه يك صورتبندى ذهنى است ولى البته با هر گروهى انطباق كامل ندارد . بهترين معمارى اين دوره آنست كه مفهومى منسجم از ارزشهاى فضائى دارد . اين مفهوم تماشائىترين وجه خود را در مناظر كلى به نمايش مىگذارد كه در آن هر بنائى بناهاى مجاور را تكميل مىكنند . اين مفهوم در سطح وسيعى از معمارى منظرهاى چهارباغ بيان شده يعنى جائى كه طبيعت ( حتى اگر طبيعت روشمند شده باشد ) عمارات را در خود گرفته و در آن بناها نقاط زيبائى به نظر مىآيند و بطور سنجيده فرع بر منظرهپردازى خيابان قرار گرفتهاند ( تصوير 4 ) . باغهاى گوناگون سلطنتى اصفهان و جاهاى ديگر - مخصوصا باغات بزرگ فرحآباد و اشرف در مازندران - را نيز چشم به لحاظ مقياس و فعل و انفعال اجزاء ساختارى آن ، تنظيم مىكند . تودههاى گل و بوته روى هم تلمبار شده و با استخرها ، فوارهها ، نهرها درآميخته و با درختان تقسيمبنديهاى عمده را حاشيهبندى كرده است ؛ گستره بىپيرايه چشم را مىنوازد ( تصوير a 11 ) .