دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

46

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

اواخر سلطنت شاه اسماعيل تأثيرى چشمگير گذاشت . از همان ابتدا در يك طرف تركان بودند با داعيه اينكه در پايه‌گذارى سياسى حكومت جديد سهمى عمده دارند و در طرف ديگر هم اشرافيت ايرانى قرار داشت كه به نقش خود در سازماندهى و شكل‌گيرى تشكيلات ديوانى حكومت صفوى مباهات ميكردند . نسلهاى متمادى خانواده‌هاى خاصى از ايران ، كارگزاران عمده ديوان و مقامات عاليه تشكيلات كشور بودند . اين خانواده‌ها به اشرافيت محلى ايرانى تعلق داشتند . كارگزاران عمده قطع نظر از اينكه حكام آنها قراقويونلوها ، تيموريان و يا آق‌قويونلوها باشند ، همواره از اين اشرافيت ايرانى انتخاب مىشدند . گاه اتفاق مىافتد كه اعضاى يك خانواده و يا يكى از آنها در خدمت چندين سلسله مىبودند . اسماعيل نيز در موقع قدرتگيرى چاره‌اى جز بهره‌گيرى از همان طبقه ديوانى مجرب نداشت ، يعنى همان كارى كه حكام سابق انجام داده بودند ، چون افراد قابلى از تركان و يا تركمانان وجود نداشتند كه اين مقامات را از آن خود كنند . همانطور كه مطرح شده « 1 » ، مىتوان سؤال كرد كه آيا اسماعيل فىالواقع نماينده نمادين مردم ايران بوده كه با كمك آنها آخرين تلاش موفقيت‌آميز را براى كسب قدرت سياسى به كار بسته است ؟ آنچه يقين است اينكه او با توسل به اشرافيت محلى به نتايجى كاملا متفاوت با نتايج حكام سابق همچون تركمانان دست يافت . تا اين زمان نفوذ و تأثير مأموران ايرانى همواره با علائق اعضاى خاندان دربارى و اشرافيت نظامى تركمان محدود مىشد و نمونه آن نيز سرنوشت مصلح نامى قاضى صفى الدين عيسى ساوجى در سال 897 / 1492 بود « 2 » . امّا اسماعيل با طبقه زميندار ايرانى ارتباط داشت كه بهرحال فارغ از اجداد تركمان او ، به آنها متعلق بود ، ازاينرو به عنصر ايرانى كمتر از عنصر تركمان وابستگى نداشت . تأثير و نفوذ توانكاه قبايل تركمان را نيز بايد بدين امر افزود كه او را در رسيدن به پيروزى يارى رسانده بودند . نقشى كه رهبران آنها در سالهاى نخستين حكومت اسماعيل داشتند سبب شده كه اسماعيل درپى سنگ تعادلى باشد ؛ و اين موازنه را به ناچار در وجود اشرافيت ايرانى يافته است . طبق يك تفسير سنتى ، در امپراتورى صفوى پيش از شاه عباس اول ( 1038 - 995 / 1629 - 1587 ) بين مقامات نظامى كه خاص رهبران قبايل تركمان بودند و مناصب كشورى و مذهبى كه از آن اعضاى اشرافيت محلى يعنى ايرانيان و يا به تعبير ديگر تاجيكان بود ، فرقى عمده وجود

--> ( 1 ) - والش ، « تاريخنگارى » ، صص 202 به بعد . ( 2 ) - مينورسكى ، « آق‌قويونلوها و اصلاحات ارضى » در Bsoas ، جلد 17 ( 1955 م . ) ، صص 62 - 449 ؛ ( تجديد چاپ در ( The Turks , Iran and the caucasus .