دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
455
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
و شكار ، بخش فوقانى دروازه بازار را در اصفهان آذين بسته است . موضوعات عمومى آنها كاملا با جايگاههايشان همخوانى دارد . دو پل بزرگ اصفهان هم ديوارنگارههايى را در خود جاى دادهاند امّا چندان اهميتى ندارند ، درحاليكه نقاشيهاى هشت بهشت در تقابل با كاشيكاريهاى آن ، موضوعات پيكرهاى ندارد . معهذا در كاخهاى چهلستون و عالىقاپو درپى گچزدايىهاى گروه ايتاليائى ، پيكرهسازيهاى مجللى سر درآورده و همين مقدار كشفشده هم حاكى از شكوه و فروغ آنهاست . اين ديوارنگارهها بيشتر از روى مجموعه نگارههاى كتابآرايى همزمان اجرا مىشده و تأكيد آن بر صحنههاى دربارى و گاهى صحنههاى شهوتانگيز كاملا نمايان است . هنرمندان مايل نبودند كه كلا از سطوح متنوع موجود بهرهگيرى كنند بلكه ترجيح مىدادند كه بسان تصاوير كتب از قابها و چارچوبهاى مستطيلى بزرگ استفاده نمايند . نتيجه اين شد كه كاخها تبديل به نگارخانههاى تصاوير شد و ارتفاع همسطح چشم اين قابهاى مصنوع و درهم تابيدگى سنجيده نقشمايههاى گياهى و پيكرهاى در فضاهاى درهمرفته ، بر نمود و تأثير آنها افزود . اين تزيين درهمتافته جاى نوعى كاغذديوارى را گرفته بود . تبديل ديوارنگارههاى سترگ ترسناك به يك رشته از واحدهاى معقول در كاشيكارى دوره صفوى هم ديده مىشود ، امّا آنرا نمىتوان معيارى براى مشكل تزيين مناسب با معمارى برشمرد . در اين طرحبنديهاى پيكرهاى سه مضمون عمده قابل تفكيك از يكديگر است . نخستين مضمون مركب از يك يا چند نفر است كه در فضاى باز و آزاد لميدهاند و درحال نوشانوش و يا سير و سياحت هستند . مضمون دوم حاوى پيكرههاى ايستاده درباريان و يا خارجيان است و خارجيان با جامهها و يا نشانههايشان مشخص شدهاند ( مثلا انگليسىها شلغمى در دست دارند كه احتمالا در دربار صفوى جزو صيفىهاى فرنگ برشمرده مىشده است ) . در اين قابها كه حالت عمودى و بيشاز تمامقد دارند گرايش به واقعگرايى بيشاز بازنمائى آرمانى ديده مىشود . بالاخره سومين مضمون صحنههاى شلوغى از پذيرائىهاى دربارى و يا جنگها را فرا مىنمايد . در اينجا نيز گرايش به چهرهنگارى ( مثلا شاه عباس آشكارا قابل تشخيص است ) و طنز و بذلهپردازى ( مثلا نگين برجسته جوانى مست ، دستار وارفته ، تلوتلو خوردن افراد در ضيافتها و كمك پيشخدمتها بدانها ) سببشده كه صحنه از قراردادهاى حاكم بر نگارگرى فراتر رود . تأثير سنن نقاشى دوره مغولى و تأثير نقاشى اروپائى در اين ديوارنگارههاى بزرگ كاملا مشهود است . با اينكه تعيين تاريخ اين ديوارنگارههاى گوناگون پيكرهاى دشوار است ، ولى از قراين پيداست كه بايد در دوره سلطنت شاه عباس دوم ( 1077 - 1052 / 1666 - 1642 ) اجرا شده باشد . در اينجا بررسى نوع ديگرى از انواع عمارات صفوى يعنى كاروانسرا ( عكس 46 ؛ تصوير