دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
453
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
اين آثار بازگشت كاملا غيرمنتظرهاى را به طرحافكنى مجلل دوره شاه عباس اول فرا مىنمايد و اين سه اثر رويهمرفته از دستاوردهاى عمده معمارى صفوى پس از دهه 1630 م . است . شاه سلطان حسين را اصولا حامى و هوادار سستبنياد و مسامحهكار فرض كردهاند . امّا اگر ميزان و حجم و حد برنامه او را در نظر بگيريم ، درنمىيابيم كه اين آثار وابستگى كاملى به الگوهاى متقدم دوره صفوى داشتهاند . عناصر آشنايى از معمارى صفوى اندكى قبل از اينكه اين سلسله فروپاشد ، براى آخرينبار تغيير و تبديل يافت . امّا نتيجه آن گرچه زيبا بود ولى نمىتوان مدعى شد كه خلاقيت اصلى را به نمايش گذاشت . ابتكار و قابليت آن در ترتيب خوشايند و عقلانى اين سه واحد همبسته نهفته است . مدرسه و كاروانسرا به موازات محور شرقى قرار گرفتهاند و نشان اصلى آنها درگاه ورودى مدرسه است و اين درگاه در استخرهاى هردو ساختمان تداوميافته ، استخرهايى كه تا اصطبلها ( كه در انتهاى شرقى مجموعه قرارگرفته ) كشيده شده است . كاملا مشخص است كه تغييرات سنجيدهء حصول سمت قبله در ميدان ، اينجا مراعات نشده و ديوار محراب گنبدخانه با بىدقتى رو به سمت جنوب است . احتمالا شاه سلطان حسين به دليل ديندارى راهحل را در قطع محورهاى جاافتاده چهارباغ و ميدان نجسته ، درحاليكه عرفا امكان نداشت كه نمازخانه را در اريب و قطر جنوب غربى عمارت قرار دهند . براستى كه مدرسه حاوى تمامى نشانههاى نقشهاى است كه بر روى تخته طراحى ترسيم شده و بدون ارجاع به صحنه آن اجرا شده است . پلان آن شبيه پلان كاروانسراى مجاور است و اين تصور را پيش مىكشد كه هردو كار يك نفر بوده است . در اينجا از انعطاف پلان چهار ايوانى كمتر مىتوان سراغ گرفت . باوجوداين در چارچوب اين طرح و شماى وسيع ، هردو عمارت داراى مشخصههاى غريبى است . مدرسه فاقد تالار سخنرانى است و بهجاى آن داراى حجرههاى چند ضلعى و طاقچهدارى است كه رو به محورها و قطرها گشوده مىشوند ( عكس a 45 ) . اينهمه حجرهها به چه كارى مىآمدهاند چندان معلوم نيست . آنهائى كه روى قطرهاى پخ هستند در سطح نخستين طبقه تكرار شدهاند . فضاهاى بين آنها در هردو طبقه با حجرههاى دوگانه تنگى پر شده است . يك رهگذر و حوض ، صحن را به چهار باغ كوچك تقسيمكرده كه احتمالا بازتاب و انعكاس زيبائى از چهار باغ وسيع بيرون بوده است ( عكس b 45 ) . طاقگان مدرسه بهلحاظ زيبائى همسازى دلانگيزى بين سادگى طاقگان ميدان و كاشيكارى كلا افراطى آنها در مسجد شاه بوجود آورده است . اندرونيهاى آنها سفيدگون است با خطوط طاقبندى به رنگ آبى ، درحاليكه نماهاى پيشين صحن آنها كاشيكارى شده است . از طرف ديگر ، گنبدخانه در نقشهنما همچون مثنايى از گنبد عظيم مسجد شاه به نظر مىرسد كه به سادگى قابل اشتباه است . امّا معمار بعدى با اينكه سعى كرده