دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
449
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
سنت معمارى ايرانى در اوايل دوران اسلامى تبعيت كرده و از دوره صفوى هم مىتوان همانندهايى براى آن برشمرد ، داراى طاق قوسىاند و به انحاء مختلف تزيين يافتهاند و شباهت خانوادگى شديدى با آنها دارند . مخصوصا با بهرهگيرى از فضاهاى طاقدار مجاور فضاى اتاقهاى كوچكتر وسيعتر و دلبازتر مىنمايند . اينها در لبهء قاشقىهاى مضاعفى كه درهم ادغام شده ، مستحيل مىشوند و طبق گفته هربرت « با رنگ نيلگون و طلايى اندود شدهاند . » مجموعه تزيينى آن چينىوار است كه قبلا در عالىقاپو جلوه يافته بود . ظاهر آن كاشيكارى پرمايهاى بود كه امروزه پارهاى از آنها در پشت بغليهاى قوسهاى كاذب نمايان است . پر از صحنههاى شكارگاه است . اين صحنهها با سبكى شبيه به سبك كتابآرايى آن زمان اجرا شده و در آن طرحهاى رنگى ضدطبيعى به كار رفته است . ازاينرو گوزنها و غزالان سبز در زمينه زردرنگ با درختان آبى به گشتوگذار مشغولند . يكى ديگر از كاخهاى مهم متأخره دوره صفوى كه داراى پلان ساده است و در اصفهان باقى مانده ، تالار اشرف است كه احتمالا در حدود سال 1690 م . ساخته شده است . اين كاخ حاوى يك كوشك ميانى ، مسقف به طاق تويزه و اتاقى كوچك در طرفين است يعنى آرايشى كه در بخش عقبى چهلستون كاملا عيان است ، سه ايوان ، سردر را بهم پيوسته است . در داخل آن طاقبندى مقرنسى از همان نوع كاخ هشت بهشت انجام گرفته ولى گچبرى دقيق آن مقدارى نوآورى و بداعت دارد . در روزگار شاه سليمان چندين مدرسه ساخته و يا مرمت شد . مثلا در آستانه رضوى مشهد كه در اين زمان مرمتهايى در آن صورت گرفت كتيبههايى در مدارس دودر ( 1088 / 1677 ) دارد كه طبق آن مغازههايى به اين عمارت وقف شده بود . معمول براينست كه بحث بر سر معمارى يك ربع پسين دوره صفوى را در گروهى واحد از عمارات نظير بازار ، كاروانسرا و مدرسه در چهارباغ منحصر كنند . با اينكه اين رهيافت ، خلاصه و مختصر خواهد بود ، ولى بسيار توجيهپذير است . از دوره سلطنت شاه سلطان حسين آثار تاريخدار ، چه ساختهشده و چه مرمتشده ، موجود است كه شايد بيشاز سى عمارت باشد يعنى اندكى كمتر از سلطنت سابق و حدودا به اندازه آثار دوره شاه عباس دوم است . ولى هيچيك از اين آثار ، كار جديدى نبود . محرابى در جامع گرگان ( 1108 / 1696 ) ايوانى در دزفول ( 1110 / 1698 ) و مرمتهاى مضاعف يعنى در امامزاده اسماعيل اصفهان بين سالهاى 1100 / 9 - 1688 و 1115 / 1703 ، در چهلستون و در بقعه خواجه ربيع ( 1119 / 1707 ) به آن حجم از كار نيستند كه بتوان بر محور آن قضاوتى درخور عرضه كرد . جز چند استثناى جديد ( يعنى