دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
43
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
جنگ چالدران براى شاه اسماعيل فقط باخت يك جنگ و يا از دست دادن قطعاتى از اراضى نبود . هاله و جوهره شكستناپذيرى او در چشم پيروانش محو شد ، گواينكه اين شكست چيزى نداشت كه بعدا شهرت قدسيّت او را به خطر اندازد و قابل ترميم نباشد . رويهمرفته شاهان بعدى صفوى هنوز هالهاى از قداست داشتند . ولى اعتماد بنفس اسماعيل ضربهاى كارى خورد . چگونه مىتوان اين واقعيت را تبيين كرد كه او در عرض دهسال باقىمانده از عمر خويش ، ديگر توان راهاندازى لشكرى را براى سركوبى دشمنان داخلى و يا خارجى ، از خود نشان نداد ؟ چنين مىنمايد كه پس از جنگ چالدران آن پويائى قديمى و شجاعتى كه درآوردگاه چالدران از خود بروز داده بود به تحليل رفته باشد ، گرچه در اين مدت فرصت عمليات نظامى فراهم آمد ، چه به دليل شورش بعضى از حكام و چه به سبب حمله خارجيان ، مثلا هجوم تازه ازبكان در 927 / 1521 با سركردگى عبيد اللّه خان ، او وظايفى از اين نوع را در اختيار افسران خويش نهاد . از قرار معلوم خود او نيز در امر دفاع نظامى از تاج و تخت و امپراتورى به نوعى رخوت و انفعال شديد دچار شده بود . با اينكه اسماعيل سنت انتقال دربار سلطنتى و مركز فرماندهى را از ايالتى به ايالت ديگر و نيز سنت ييلاق و قشلاق را مراعات مىكرد ، ولى بيشتر ايام خود را در شكار ، چوگان و تفنن و ميگسارى مىگذراند . شاه اسماعيل در بهار سال 930 / 1543 در يك سفر شكار به گرجستان مبتلا به بيمارى شد ولى در موقع برگشت به اردبيل سلامت خود را بازيافت و به سفر ادامه داد . امّا در راه دچار تب شديدى شد و با همان تب در ماه رجب / مه همان سال در تبريز از پاى درآمد . پيش از اينكه به بررسى تاريخ بعدى امپراتورى صفوى بپردازيم ، بايسته است كه شخصيت و اهميت تاريخى اسماعيل را نيز ارزيابى كنيم . گزارشهاى همزمان ايتاليائى تصويرى روشن از سيماى ظاهرى نخستين شاه صفوى ارائه دادهاند . اين گزارشها را تكچهرهاى از او كه امروزه در كاخ افيتسى ( UFFIZI ) در فلورانس محفوظ است . تقويت مىكند « 1 » . گزارشگران ايتاليائى كه اسماعيل را از نزديك ديدهاند او را فردى با ظاهرى پركشش و جذاب ، نهچندان بلندقد بلكه با قدى متناسب و تركيبى موقر و شانههاى پهن و چهرهاى سفيد و زيبا و اصلاحكرده و سبيل سرخرنگ و موئى كمپشت توصيف كردهاند « 2 » . اسماعيل به هوشمندى شهره بود و ذهنى خلاق و سريع الانتقال داشت . شخصيت او بنا به
--> ( 1 ) - مثناى متوسطى از اين تكچهره در كتاب فلسفى ، چند مقاله ، صفحه روبروى 40 آمده است . ( 2 ) - بنا به نوشته راموسيو منقول در هينتس ، irans Austieg ، صص 74 به بعد ؛ و نيز نگاه كنيد به « مسافرت بازرگانان در ايران » در Narrative of itlian Travels ، ص 202 .