دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
420
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
چهره نمود . عمارات زيادى ساخته شد و بعضى از طرحهاى اجرائى با سرعت قابلملاحظهاى به انجام رسيد . به محض اينكه عمارات جديد برپا شد و خطوط كلى برنامههاى سلطنتى روشنتر و بارزتر گشت ، معمارى باب روز شد . امّا اينكه خود عمارت از اصالت زيادى برخوردار باشد ، چيزى است كه شواهد كمى در اين زمينه موجود است . بر محتواى نقشه يك شهر ميدان بزرگى حاكم بود كه در ايران چيز تازهاى نبود . در شيراز ميدان شهر مثل اصفهان داراى بازارى بود كه در گوشهاى از روبروى آن « نقارهخانه » همراه با كاخ شاهى در مقابل آن قرار داشت . در خود اصفهان هم ميدان كهنه منظره آشنايى بود . در تبريز سده نهم / پانزدهم راهها و معابرى متعدد به چندين ميدان بزرگ وصل مىشد . ميدان خود شاه عباس نيز گسترش يافتهء يك ميدان پيشين درهمانجا بود . شايد هم ميدانى جديد در يك نقطه بلامانع با طرحى از مساجد در حاشيه آن و روبهقبله ساخته شده و چون اين كار بىمورد بوده است لذا معماران دربارى با بكارگيرى تغييرات استادانه ، محورهاى دور از هم و واگرا را با مسجد شاه و مسجد شيخ لطف اللّه دمساز كردهاند . با اينكه نوآورى معمارى اصفهان سال 1630 م . بيشازاندازه و فوقالعاده است ولى بايد دانست كه اين نوآورى تلفيق و تركيبى بىنظير از ويژگيها و كيفيتهاست . با چرخش چشم ، شمارى از نشانههاى عمارات جديد كه بعضى بسيار تماشائى و ديدنى و زيبايند ، بهديده مىنشينند و درواقع عنصر كليد مناسبى براى دورنماها و مناظر گسترده و انسانساخت هستند . بخش بازسازىشده خود شهر بسيار چشمگير و ميدان فىالواقع نماد آنست . كمتر شهر جديدى را مىتوان يافت كه اين اندازه با باغات محصور شده باشد ؛ درواقع چهارباغ در ايام سعادت خود ، يك قالى نقش باغى ايران بود كه ابعاد سهگانه را مجسم مىساخت . همين محيط پرمايه و پر از گلها ، چشمهسارها ، درختان و فوارهها بود كه اعجاب و نشاط سياحان اروپائى را برمىانگيخت و سبب مىشد كه حتى خاكپرست فرومايهاى چون تاورنيه ( Tavernier ) هم در مقابل آن خلعسلاح و مسحور شود و نيز سر تعظيم فرود آورد . ديد و نظر همه اين سياحان يكسان و هماهنگ است : هيچ شهرى در جهان نمىتواند با اصفهان رقابت ورزد ؛ و اين گفته افرادى است كه بزرگترين شهرهاى اروپا را از نزديك ديده و با آنها آشنا بودند « 1 » . يك سلسله از شاهكارهايى كه با چهارباغ ( جائى كه پس از شاه عباس هم مستقيما كار بناسازى در جريان بود ) شروع شد ، اصفهان ( پايتخت او ) را اصفهان كرد . اسم چهارباغ از چهارباغ انگور منشأ گرفته كه شاه عباس بالاجبار آنها را براى پيشبرد پلان خود اجاره كرد . چهارباغ در شكل
--> ( 1 ) - استيونس ، صص 37 - 421 .