دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
415
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
طبق كتيبه ورودى جنوبى مسجد جامع كرمان ، محراب آن با موزائيك خشت در سال 967 / 60 - 1559 بازسازى شده است ؛ اسليمىهاى آن يادآور رويشهاى كلافى است تا حيات نباتى و در مقايسه با آثار نخستين صفويان در اصفهان حكايت از استحكام نقشمايهها دارد . اين عمارت به دليل كيفيت والاى تكنيكى و فنى آن ، به صورت يك توليد پويا جلوه يافته است . سرانجام ، جامع شيراز نيز به سبب موزائيك خشتى ايوان قبله آن در تاريخ 973 / 6 - 1565 حائز اهميت است . با بهرهگيرى سخاوتمندانه از آجر ساده كه در تباين كامل با كاشيهاى معرق منقوش به گل سوسن ، قرارگرفته ( نظير تأكيد بر دور قلاب زيرورو و لوزيهايى با اسامى قدسى به خط كوفى بنّائى ) تا حدود زيادى به آثار تيموريان در خراسان و آثار سده نهم / پانزدهم آذربايجان شباهت پيدا كرده است . با بررسى بقاع اين دوره مىتوان اطلاعات بيشترى درباره معمارى اين دوران بدست آورد . يكى از نمونههاى سترگ و غيرعادى ، بناى هشت ضلعى جنتسرا در اردبيل به تاريخ حدود 1540 م . است ولى ويژگى تدفينى آن هنوز بطور كامل ثابت نشده و گنبد آن نيز از بين رفته است . اين بنا كه بزرگترين بناى اين منطقه و نيز از قداست زيارتگاه اردبيل در ايام صفويان و در ميان عمارات اين ناحيه از احترام و تكريم ويژهاى برخوردار بوده ، تلاش غيرمتعارف و سخاوتمندانه شاه را كاملا فرا مىنمايد . شاه طهماسپ در نظر داشت كه اين بناى هشت ضلعى سترگ را با دهانه بيشاز شانزده متر و گنبد بزرگ و اطراف آن بر گوشهاى از صحن بزرگ داخلى زيارتگاه ، مقبره خاص خويش سازد . پلان آن از درون ، شكل هشت ضلعى خود را در هردو طبقه حفظ كرده ؛ در هر ضلع آن قوس كاذب بزرگى طاقچههاى قوسدار بزرگ را در حصار خود گرفته است . تعميرات و تغييرات بعدى پلان اصلى را از شكل و قيافه انداخته و در آن كاوديوارهاى بزرگ قوسدار كه هركدام همساز با يكى از اضلاع هشت ضلعى است و تقريبا تا رانش گنبد رسيده ، سردر بيرونى را بيشتر جلوهگر ساختهاند . اين آرايش فقط در سمت جنوب غربى كه ايوان ورودى جلوتر از آن قرارگرفته و مستقيما در مقابل سمت شمال شرقى و در آنجا كاوديوار داخلى است فرق كرده است . اينكه اين دهانه عظيم بيرونى ، درها و پنجرهها را در خود گرفته ، چيزى است كه با حفارى مىتوان بدان رسيد ، امّا با ديد ديگر ، اين پلان ، پلان باز عمارتى است كه توجهى درخور را طلب مىكند . معمار آنكه ورود بدان را از طريق ديوار سفيد بلند رعبانگيز و تا حدودى نوميدكننده يافتهبوده ، لذا با تعبيه دهانههاى عميق ، ورود به عمارت را سادهتر كرده است . اين نمود به لحاظ روانى كاملا متفاوت با مقبرههاى پيشين است . نشانههايى از اين تحول را مىتوان در عمارت