دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
393
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
برسد . همچنين نوعى توالى سالشمارانه را مىتوان در مورد قاليهاى طرح گياهى از راه انجام سنجشهاى سبكشناختى با قاليهاى سفيرانه و يك جفت قالى ابريشمى زربفت در كاخ روزنبرگ در كپنهاك تشخيص داد كه اينها همراه با ساير منسوجات در سال 1639 م . بوسيله يكى از سفيران ايران به اروپا آورده شد و به دوك فريدريش هلشتاين - گوتورپ تقديم گشت . در وسط اين قاليها ترنج ستارهگون با دو ققنوس رودررو نقش بسته است . اين توالى زمانى با چند تخته قالى پردهنما در نيمه پسين سده شانزدهم شروع مىشود « 1 » و تا پايان سده هفدهم ادامه پيدا مىكند . از ويژگيهاى اين قاليها ارتباط نزديكشان با قاليهاى اوايل صفوى است كه با همه تحولات سبكى در قاليهاى ابريشمى حوالى سال 1600 م ، دستنخورده باقى ماند . قاليهاى « لهستانى - پولونز » توليد قاليهاى ابريشمى در زمان شاه عباس اول افزايش چشمگير و درخورى يافت و اين قاليها گروهى از قاليهايى را شكل داد كه داراى سبكى كاملا جديد بودند و در اوايل سده هفدهم و كاملا متمايز از قواعد تركيببندى قاليهاى سده شانزدهم ( عكس b 15 ) تحول يافتند . در فهرست نمايشگاه قاليهاى شرقى در وينه در سال 1891 م . نام بىمسمائى بدانها اطلاق شد و در آن آ . ريگل ( A . Riegl ) لهستان را منشأ و خاستگاه اين قاليها جازد . در مورد اينها اشارات سالشمارانه موجود است ولى هيچ كدام از اين اشارات ناقض جايگزينى نام اصلى آنها با نام معروفشان نيست كه يك اصطلاح تكنيكى است . حدود دويستوسى تخته از اين قاليها به تنهايى حاكى از ابعاد توليدى آنهاست چون بر خلاف تصور سابق منحصرا براى صادرات و يا پيشكش به حكام اروپائى نبودهاند ، بلكه به همان ميزان به گونه قطعات نمايشى ، پارهاى از تزيينات كاخهاى صفوى را تشكيل مىدادهاند . در اين مورد گزارش سياحان اروپائى سده هفدهم قابلملاحظه است . ترنجهاى درشت و اغلب كل زمينه قاليهاى « لهستانى » مثل قاليهاى ابريشمى پردهنما ، زربفت است . امروزه توزيع طلا و نقره را مىتوان فقط از سيمهاى زرد و سفيد ابريشمى نخهاى بافتهشده تشخيص داد ، چون فلز پوششى آنها سابيدهشده و يا زنگ زده است . رنگ پرز ابريشم مخصوصا رنگ عنابى ، قرمز روشن گوجهاى و سايههاى سبز و زرد بطوركلى محو شده است . در مورد نمونه مصور ، رنگهاى اصلى
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به SPA ، لوحه 126 .