دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
384
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
( عكس 6 ) مارپيچى است ؛ و طراحى گروه ديگر كه قالى طرح شكارگاه سال 3 - 1522 م . ميلان ( عكس 7 ) از آن جمله است ، دقيق و زاويهدار است . در اين قاليها در روى پيچكها مملو از چين و شكن و پيچوتاب ، شباكى از قطعات مستقيم پيچك و انشعابات مستطيلى ديده مىشود . از آنجا كه كتيبههاى اين دو قالى ، مدت زمان طولانى را در توليد آنها نشان نمىدهد ، لذا تفاوتها و فرقهاى آنها را نمىتوان به پيشرفت و يا پسرفت يكى از آنها نسبت داد . دليل تعيين خاستگاه مشترك براى هر دوى آنها شايد در اين واقعيت نهفته باشد كه هردو در بيوتات سلطنتى توليد شدهاند و در زمان توليد هم پايتخت صفويان هنوز تبريز بوده است . ناهمخوانى و تفاوت مشابهى از نظر اشكال پيكرهاى و زاويهدار در قالىهاى ترنجى با نقش كاملا باز نمودى رخ داده است كه گفته مىشود متعلق به شمال غرب ايران است . نمونههايى از نوع اول ( پيكرهاى ) قالى طرح حيوانى موجود در ميلان و قالى بهاصطلاح « چلسى - Chelsea » در موزه ويكتوريا و آلبرت است كه به لحاظ نقوش درشت غيرعادى در ترنجهاى مكمل جالب نظر است و اين ترنجهاى مكمل متصل به بيضىهاى نوك تيز است و با توجه به طرح آن در بين قالى اردبيل و قالى طرحدار قابقابى مذكور در بالا ( عكس 4 ) قابل طبقهبندى است « 1 » . از نمونههاى نوع دوم ( زاويهدار ) قالى ترنج با زمينه سفيد است كه سابقا در مجموعه كلارنس ه . مكّى محفوظ بود و همتاى آنكه در موزه اسلامى برلين قرار دارد - قاليچهاى كه در خلال جنگ جهانى دوم آسيب زيادى ديد « 2 » . ترنجها در نوع نسبتا پيچيدهاى از قاليها بر روى طرح ممتد و تا حدودى بيقواره با يك نقش ريز مكرر قرار گرفته است . در اين قاليها نقشمايههاى پيكرهاى ظاهر نشده است . يكى از بهترين نمونههاى اين نوع قالى متأسفانه به همان اندازه اصلى خود يعنى حدود 95 / 3 * 10 متر باقى نمانده ، ولى نمونه خوبى در اين زمينه است ( عكس 8 ) . تصوير آن نوعى مونتاژ عكسوار است . پاره وسطى اين قالى از نقطهاى كه تا قسمتى از لچك ترنج كشيده شده متعلق به موزه ويكتوريا و آلبرت است . يكچهارم قطعه گمشده هم همراه با كنج آنرا چندسال پيش مجموعهدار نيويوركى جوزف و . مك مولان ( J . V . McMulun ) خريدارى و همين قطعه متخصصان را قادر به بازسازى آن كرد . نقش پسزمينه كه در اين نوع قاليها مسلط بر كل قالى است ، مركب از نقش تكرارى پيچكهاى متقارن نازك است كه به برگهاى اسليمى مىپيوندد . در بالاى آن ، جايىكه مارپيچها مىرسند ، برگ نخلها جاى گرفته است . زمينههاى درهمتافته چندرنگى كه يادآور
--> ( 1 ) - زاره و ترنكوالد ، جلد 2 ، لوحههاى 30 - 29 و 16 - 15 . ( 2 ) - همان ، لوحه 27 . اردمان ترجمه اليس ، لوحه 50 .