دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
370
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
حكماى دوره پسين صفوى هرچند كه فضاى نيمه دوم قرن يازدهم / هفدهم تا هجوم افاغنه كه بر سلطه صفويان خاتمه بخشيد ، چندان سازگارى با تبليغ فلسفه و حكمت نداشت ، ولى شمارى از شخصيتهاى برجسته اين ايام همچنان از اين سنت حمايت مىكردند و امكان احياى آن را در سده سيزدهم / نوزدهم فراهم مىآوردند . در ميان اين شخصيتها بايد از ملا حسن لنبانى ( متوفى 1094 / 3 - 1682 ) شاگرد ملا رجبعلى تبريزى نام برد كه فلسفه و تصوف را درهم آميخت و حتى شرحى بر مثنوى نوشت . بعضى از علماى قشرى به سبب عشق وابستگى او به اشراق و عرفان ، او را متهم به تصوف كردند و او هم رسالهاى به دفاع از خود تأليف كرد « 1 » . يكى ديگر از شخصيتهاى بنام اين روزگار ميرزا محمد صادق اردستانى ( متوفى 1134 / 2 - 1721 ) بود كه كمابيش از رهسپاران تعاليم ملا صدرا برشمرده مىشد . او نيز همانند ملا صدرا معتقد به تجريد در قوههاى درونى نفس مخصوصا قوه خيال بود و همان استدلالها را به دفاع از نظريه خود ارائه داد . امّا در مسأله منشأ نفس انسان كه آن را نفس كلى مىدانست ، نظريهاى اعلام كرد كه با نظريه ملا صدرا و ابن سينا متفاوت بود . او در مسأله وحدت و اصالت وجود هم از صدر الدين تبعيت كرد « 2 » . اردستانى از معلمان پيشرو حكمت زمانه در اصفهان بود . حكمت الصادقيه كه مركب از خطابههايش است و توسط شاگردانش گردآورى شده ، يكى از آثار عمده مكتب حكمت در روزگار صفويان است . اردستانى به سبب زندگى ساده و بىپيرايه و زاهدانه از احترام و تكريم زيادى برخوردار بود ولى به دليل مخالفت بعضى از مراجع مذهبى با او ، از چشم شاه سلطان حسين افتاد . اما هنوز نفوذ زيادى داشت و شاگردان زيادى تربيت كرد كه معروفترين آنها ميرزا محمد تقى الماسى از اعقاب مجلسى اول بود . الماسى نخستين فردى بود كه متون ملا صدرا را رسما در مدارس تدريس كرد و به تبليغ نظريات او پرداخت . شاگرد او آقا محمد بيدآبادى ، ملا على نورى را كه از احياكنندگان معروف حكمت در دوره قاجار است ، تربيت كرد و نيز بوسيله او سلسله انتقال حكمت از دوره صفويه به دوره قاجاريه تداوم يافت . از شاگردان ديگر اردستانى ، ملا حمزه گيلانى بود كه از استادان نامور حكمت برشمرده مىشد و از جمله افرادى بود كه جان خود را در هجوم افاغنه از دست داد .
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به لاهيجانى ، شرح رساله ، مقدمه از همائى ، ص 16 ؛ مقدمه از آشتيانى ؛ صص 1 - 40 . ( 2 ) - شرح رساله ، مقدمه از آشتيانى ، ص 42 ، الشواهد ، مقدمه ، ص 118 .