دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

350

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

كه در غرب شناخته شده ) بلكه مكتبى بود كه در آن اشراقيت با عقلانيت تلفيق يافته و ماوراء الطبيعه ابن سينا از گونه نظام تفكر تجريدى به گونه حقيقت روحانى عينى درآمده و ابژه بينش و تحقق روحانى شده است . دو خواب متفاوت روحانى ميرداماد در دو اثر او بيشتر متبلور شده ، يكى در رمضان 1011 / 1603 و ديگرى دوازده سال بعد در نيمهء شعبان 1023 / 1614 بوده است . يكى خوابى بوده كه در يكى از مساجد قم پس از نماز عشاء به دو روى داده و در خلال آن پيامبر و پنج تن صحابه او ابوذر ، سلمان ، مقداد ، حذيفه و عمار ( افرادى كه از نظر شيعه شأن و منزلتى خاص دارند ) و دوازده امام و گروهى از فرشتگان بر او ظاهر شده‌اند . اين افراد با چنان شفافيتى به ميرداماد نمودار شده‌اند كه بعدها اعلام كرده كه همچنان دلتنگ رؤياى اين جهان روحانى تا به قيامت خواهد بود . دومين رؤيا كه دوازده سال بعد در اصفهان به دو روى آورد مستقيما از ذكر در خلوت برخاست . ميرداماد در رسالة الخلئية القدسية الملكوتيه مىنويسد كه اين رؤيا زمانى به دو حاصل شد كه دو نام الهى يعنى الغنى و المغنى را بر زبان راند . ناگهان بر بالهاى روحانى جهان ملكوت به پرواز درآمد و در رؤيائى از مراتب ملكوتى و مقامات عاليه وجود غرق شد . اين رؤيا به روالى بسيار دراماتيك با تحقق ماوراء الطبيعه و كيهانشناسى ابن سينا سروكار دارد و آنچه ظاهر شده طرحى تجريدى از فلسفه مشائى در حقيقت عينى است - بر طبق همه متافيزيكهاى واقعى كه نه با تئورى به مفهوم جديد كلمه بلكه با Theoria يا رؤياى فكرى و روحانى به مفهوم اصلى يونانى آن سروكار دارند . از اينها گذشته در نيمه شعبان روز تولد امام زمان در شبى رخ داده كه طبق منابع شيعى دومين شب مقدس در تقويم اسلامى بعد از ليلة القدر است . نيمه شعبان ، شبى است كه تأثيرات روحانى بر انسان نازل مىشود و طبق اشاره ميرداماد وقتى كه اين نزول و يا فيض بر انسان ظاهر شد ، عروج روحانى در وى پديد مىآيد « 1 » . اين دو تجربه كه ميرداماد آن را توصيف مىكند تنها شواهدى از جهت روحانى زندگى او هستند ، زندگىاى كه مستغرق در فعاليتهاى مذهبى و فلسفى بود . امّا واقعيت اينست كه بروز چنين رؤياهائى در او حاكى از حضور زندگى روحانى و كردارى است كه در جلوه جهانى خود از آن تصوف است . در اعمال روحانى تصوف چيزى مهمتر از ذكر و خلوت نيست . اين حالت در متفكرى كه شهرت به عقلانيت و منطق داشت و در علوم ظاهرى مرجع بود ، عجيب مىنمايد . ليكن يكى از ويژگيهاى حكمت بعدى ايرانى دقيقا اين واقعيت است كه فلسفه و تفكر عقلانى با

--> ( 1 ) - راجع‌به متن عربى و ترجمه فرانسوى آن نگاه كنيد به : كربن ، " Confessions Exatiques " صص 367 به بعد .