دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

332

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

جلوه‌هاى افراطى آن فراتر از جلوه‌هاى اصيل آن رفته بود ) در دوران صفويه مىتوانست بديلى زنده براى سخت‌گيرى آنها باشد . تغيير و تحولى كه الهيات مجلسى در حيات مذهبى ايران پديد آورد و آن را به صورت كيش و روحى جلوه‌گر ساخت كه اساسا ملىگرايانه بود ، مىتوانست نشان از آن شرايط و وضعيت باشد . مجلسى به سنت امام برگشت و بدون ارائه نوآوريهائى در محتوا ، متون اخبار مختلف عصر صفوى را برگرداند . نياز زبانشناختى مطالب « چاپى » متشكله سنت يكى از ويژگيهاى اين دوره بود كه نتيجه آن چاپ تأليفات جديدى در باب حديث و مهمترين آنها بحار الانوار مجلسى بود . عنصر جديدى كه جلوه رسمى خود را با مجلسى نشان داد و در تعدادى از آثار عاميانه متبلور شد ، تدوين آن چيزى بود كه به همزيستى امام و پيروانش شهرت داشت . اين كار معجزات جديد امام نبود كه امكان درك بين افسانه و الهيات را فراهم آورد ( كه درواقع دوجانبه بود ) بلكه متن و زمينه‌اى بود كه اين معجزات ، چه كهنه و چه نو ، در آن رخ مىداد . يك نمونه چشمگير ولىنامه امام على الرضا ( ع ) « 1 » بود كه فىالواقع با ولىنامه ابن بابويه ( سده چهارم / دهم ) تطابق دشت . اين معجزات با تصورات درخشان و رؤياهاى معجزه‌آميز و صداهاى جادوئى پيشگوئى ميشد ؛ و عموما در خلال زيارت آرامگاه امام رخ مىداد و ايشان « گويى در عالم رؤيا » با مريدانش صحبت مىكرد و ناخوانده‌هاى قرآن را مكشوف مىساخت . اغلب دعاها و مواعيد امام ، عليه نتايج زيانبار دشمنان ايران در آن روزگار يعنى ازبكان و يا اشرافى بودند كه اقدامات و كردارهاى ديندارانه ايرانيان نيك‌نفس را خنثى مىساختند ( و احتمالا منظور نظر سنىها بوده‌اند ) . ضمنا تأكيد مبرمى بر نيازهاى دنيوى منطقه مشهد مىشد و اينكه افراد بايد اين نيازها را با وقف و كمكهاى ديگر برآورده سازند ، چون مشهد جايى بود كه آرامگاه امام در آن قرار داشت و يكى از حصارهاى شيعى در مقابل ازبكان و تركمانان محسوب مىشد . امام ، نظرا از مقام مؤثر خود به‌عنوان سركرده دولت آينده محروم شد و به صورت صديقى صادق و شفيعى خيرخواه در مسائل روزمره درآمد . اين كار بر اثر يك سلسله رؤياهاى طولانى و خلسه‌ها و عنايات رخ داد كه حالت اسطوره‌اى و رمزى نداشت و مشروع‌سازى زندگى روزمره را براى ايرانيان ارائه مىداد كه تا آن روزگار در اسلام در حاشيه سنت باقىمانده بود ( مخالف هرچيزى كه از توحيد ناب مىكاست ) و منحصر به حوزه صرفا مسامحه كار و احساسگرايى مذهبى شده بود و خود را در اشكال عبادى و اسطوره‌هاى لازمه جلوه‌گر مىساخت . به همين دليل است كه امروزه مذهب شيعه هاله‌اى از ملىگرايى بر پايه شخصيتهايى چون امام

--> ( 1 ) - محمد باقر بن محمد تقى مجلسى ، بحار الانوار ، جلد 12 ، صص 99 - 1 .