دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

328

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

عباس در آنجا اعمال شد و رئيس سنى اين شهر را به بدرفتارى با اهل تشيع متهم كرد و هم‌مسلكان او را برانگيخت . سرخه در غرب سمنان هم در سال 1599 م . صحنه تعقيب و آزار بود ولى اين منطقه در زمان شاه صفى هنوز سنى بود چون وى طى فرمانى به سال 1039 / 1630 اين روستا را از بعضى تصميمات كاهش ماليات محروم كرده است « 1 » . تنها استثناء لارستان بود كه حتى شاه اسماعيل هم در اوج فعاليتهاى سياسى خويش از سر تسنن سرسختانه آن درگذشت . در تأييد اين نكته تعريف صوفى ( اصطلاحى مبهم كه بهرحال سوءظن را بدنبال داشت ) شامل اشكال مختلف بدعت ( غاليگرى ، سنىگرى ) بود و با مردمى سروكار داشت كه تعهد عمومى آنها بدليل اعمال قدرت سياسى و مذهبى پس از سياست تمركز قدرت در اواخر دوره صفوى به نارضايتى كشيده شد و دراين‌ميان مىتوان دفاع معروف محمد باقر مجلسى ، مجتهد آخرين شاه صفوى ( متوفى 1111 / 1700 - 1699 ) را مثال زد كه رفتار التقاطى و ترديدآميز پدرش را درباره تصوف درپيش گرفت « 2 » . نتيجه طبيعى قضيه تصوف در تاريخ تشيع اثنى عشرى ، تكفير خطيرى بود كه از سوى اصولى معروف محمد على بن محمد باقر بهبهانى ( متوفى 1216 / 2 - 1801 ) اعلام شد « 3 » و آن را برطبق اسلام رسمى چه شيعه و چه سنى ، تا حد تاريك‌انديشى پائين كشيد ، چون تصوف ميدانى براى تمام حركتهاى غيرشرعى بود كه اتهاماتى چون ضداخلاقيت ، ضدشريعت ، شرب خمر و غيره را بدنبال داشت . اگر تسهيل روزافزون مناسك و آداب مذهبى و الهيات را به مفهوم جذب روزافزون به نوعى اقتدار جاافتاده و رويه ثابت در جهت تظاهرات مختلف حيات مذهبى در نظر بگيريم ، چشمگيرترين نمونه در اين زمان رشد نوعى روح فقهى ويژه بود كه همه مسائل مذهبى را در شمول خود داشت و راه را براى جذب تئوريكى امت اسلامى به تشيع دوازده امامى هموار مىساخت ( البته نه بالقوه ) و اين كار هم در نهايت بتوسط نادر شاه تدوين شد . اختلافات محسوس با عثمانيان و ازبكان سنى مذهب ، مسأله شناسائى رسمى مذهبى را در كنار مذاهب چهارگانه پيش كشيد و مواردى كه در منابع ارائه‌شده حاكى از مراحل گوناگون تكامل آرمانى كاهش اختلافات مذهبى در مسائل مختلف است . با تحليل سه مورد از اين مباحث مورد اختلاف - مكاتبه بين عبيد اللّه ازبك و طهماسپ ( 936 / 30 - 1529 ) « 4 » ، مبادله‌نامه بين علماى مشهد و بعضى از علماى

--> ( 1 ) - اوبن ، " Le Sunnites " ص 152 . ( 2 ) - ميرزا محمد تنكابنى ، قصص العلماء ، ص 233 . ( 3 ) - آقا محمد على بن محمد باقر اصفهانى بهبهانى ، رساله حيرتيه ، نسخه كتابخانه بريتانيا منقول در ريو ، فهرست نسخ خطى فارسى ، جلد 1 ، صص 4 - 33 . ( 4 ) - حسن روملو ، احسن التواريخ ، جلد 1 ، صص 32 - 226 .