دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
307
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
حوالى سال 1750 م . در قرابادين انگليسى ذكر شده است . شرايط ناآرام اواخر دوره صفوى باعث شد كه پزشكان ايران در دربار مغولان در دهلى پناه بگيرند . يكى از آنها ميرزا محمد هاشم علويخان بود كه در سال 1699 م . شيراز را ترك گفت و به خدمت دربار اورنگ زيب و بعدها دربار محمد شاه و در نهايت به خدمت نادر شاه جبار درآمد . او كه در يك خانواده حكيم و طبيب بار آمده بود برادر ارشد دو برادر ديگرش بود كه هردو پزشك بودند و پدرشان هم ميرزا هادى قلندرى نام داشت . از مهاجران ديگر شيرازى محمد اكبر شاه ارزانى و نور الدين محمد عبد اللّه بن حكيم عين الملك بودند . عين الملك دو رساله عمده نوشت : الفاظ الادويه در سال 1038 / 9 - 1628 بهنام شاه جهان و طب دارا شكوهى براى فرزند و وارث شاه جهان كه بوسيله اورنگزيب به قتل رسيد ؛ و اين اثر يكى از آخرين نوشتههاى نظام طبى به زبان فارسى بود و فصل مفصلى درباره سفليس داشت . اين ارتباط با طبّ هند همواره برقرار بود ولى ارتباطى اندك و محدود بود و از طريق هرات انجام مىگرفت ازاينرو يوسف بن محمد بن يوسف فرزند يكى از اطباى حاذق اين شهر ، يك زمانى به خدمت همايون ( 963 - 937 / 1556 - 1530 ) درآمد و كاتب مخصوص او شد - بعدها هم شرايط نابسامان منطقه بر سرعت و حجم اين ارتباط افزود . عصرى كه بهاء الدوله را پرورش داد از محققان برجسته خالى نبود شعرا و اطباء دربار شاه عباس بزرگ را مثل دربار اكبر مزين كرده بودند . علوم تجربى هنوز باعث آن نشده بود كه علم و دانش تشعّب و توسعه يابد پديدهاى كه موجب سقوط فيلسوف عصر قرون وسطى گرديد . رويكرد سابق دانشمندان اسلامى كه طبقهبندى علوم طبيعى تحت عنوان كلى فلسفه بيانگر آنست ، افراد را به اعزاز و تكريم اعمال علمى كهن ، مخصوصا در قلمرو حرفه طبابت وامىداشت . ابن سينا به دليل فلسفه و نظام خاص خويش و رازى به سبب تشخيص پزشكى و معالجه مورد تكريم قرار مىگرفتند . همانگونه كه رازى براى تحقيقات داروشناسى خود از ميمونها استفاده مىكرد ، ساير حيوانات نظير سگها و ماكيان هم مىبايست در اين نوع آزمايشها به كار مىآمد . از اينها گذشته ، اين عصر عصر زرين داروشناسى بومى و يا هندى بود و شمارى از نويسندگان ايرانى قرابادين با اينكه اطلاعات تخصصى كهن از داروشناسى بومى و يا هندى داشتند ولى هنوز ارج و قرب ويژهاى به ابن جزله و ابن بيطار به منزله سرمشق خود قايل بودند . محمد مومن حسينى در سال 1669 م . كتاب تحفة المومنين را براى شاه سليمان به پايان برد و اين كتاب نوعى قرابادين بود و به زبانهاى عربى و تركى ( زبان دربارى صفويان ) هم كتابت شد . در اين دوره ، حوزه و حيطه كحالى كه در قرون گذشته اسلامى اهميتى درخور داشت ، در ايران چندان دستاوردى نداشت و بيشترين