دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

266

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

د - راهها الگوى راهها بطوركلى در دوره صفويان چندان تغيير و تحولى نيافت . مهمترين وسيله حمل‌و نقل شتر و اسب و قاطر بود و كاروانها هم در درجه اول به مراتع ، مواد خوراكى و بالاتر از همه به آب مناطق مختلف متكى بودند . از وسايل حمل‌ونقل چرخدار خبرى نبود . آشفتگىهاى سياسى راهها را متوقتا ناامن مىساخت . تجارت عملا از طريق دريا صورت مىگرفت تا زمين ، ولى بطوركلى اوضاع جغرافيايى انتخاب راهها را رقم مىزد . ضمنا تغييرات فصلى و بادهاى موسمى ، كشتيرانى را تحت‌تأثير خود قرار مىداد . اصولا كشتىهايى كه از بنادر هند راهى ايران مىشدند از ماه نوامبر تا ماه مه سفر مىكردند و از ژوئن تا اكتبر فقط كشتىرانى محلى كم‌اهميت صورت مىگرفت . سفر از سورات به بندرعباس در يك كشتى اروپائى نظير كشتى بارى سيصد تن سه تا شش هفته و گاهى حدود يك ماه طول مىكشيد . كشتىهاى كوچك ساخت سورات صد تنى مدت زمان مشابهى را طى مىكردند و نيز داوهاى عرب ساخت اقيانوس هند را تا شرق آفريقا درمىنورديدند و يا اقيانوس هند را دور زده تا كرانه‌هاى هند شرقى مىرفتند . به محض اينكه اجناس و امتعه وارد بندرعباس مىشد ، از يك سمت يا به طرف شمال شرق از طريق جيرفت ، بم ، كرمان ، يزد و اردكان ارسال مىگشت و در اينجا به طرف جاده مرز شرقى به موازات دشت كوير تا طبس ، بيرجند ، فراه و قندهار و تا هند مىرفت و يا اينكه به سمت شرقى از راه بم به سيستان و دره هيرمند تا قندهار ارسال مىشد ولى اين راه به دليل حمله بلوچها خطرناك و ناامن بود . در قندهار دو راه وجود داشت كه يكى به شمال از طريق غزنه و كابل تا آسياى مركزى مىرفت و ديگر به شرق تا ملتان و لاهور كشيده مىشد . راه ديگر به شمال بود كه تا اصفهان ادامه داشت و از شهرهاى لار ، جهرم ، خفره ، شيراز ، زرقان ، مائين ، اوجان ، آسپاس ، ده‌گردو ، يزدخواست و قمشه مىگذشت . راههاى ديگرى از بندرعباس به شيراز از طريق داراب و فسا و از شيراز به اصفهان از طريق سيوند ، ده بيدق و آباده قبل از پيوستن به راه اصلى در يزدخواست بود . يك راه ديگر هم به شمال مىرفت يعنى از بندر كنگ شروع مىشد و از راه كوهجرد و بستك و نميرى به جاده اصلى در لار مىپيوست . از بنادر كوچكتر بندر ريگ و بندر ريشهر راهها در نزديكى برازجان جدا مىشدند و جاده شيراز از دالكى ، كازرون و دشت ارژن مىگذشت . اين جاده‌ها تحت‌تأثير اوضاع جوى متغير بود و گرماى طاقت‌فرساى آنها شب‌هنگام قابل تحمل بود و گاه درجهء سرما چنان بالا مىرفت كه مسافرت را غيرممكن مىساخت . يكى از عمال انگليسى به نام رابرت لافتوس ( R . Laftus ) در آوريل 1628 م . مىنويسد كه : « من شش روز در ده‌گردو