دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

200

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

را گرفتند و او را زندانى كرده و براى آزادىاش فديه خواستند . فىالواقع در آن روزگار زندگى ديپلماسى پر از مخاطرات و شدايد بود . از آنجا كه شاه عباس به فيليپ سوم حالى كرده بود كه ديگر از دست پدران فرقه‌ها خسته‌شده و ترجيح مىدهد كه با « بعضى از نجبا » روبرو شود ، لذا فيليپ در سال 1614 م . دون گارسيا دسيلوا اى فيگوئروا را به‌عنوان سفير خود پيش شاه فرستاد . زمانيكه ايرانيان در سال 1602 م . جزاير بحرين را بازپس گرفتند اين عمل آنها فيليپ را سخت نگران كرده بود و حال هم كه خبرهايى از اوضاع نابسامان خليج فارس به دو مىرسيد بر تشويش او دوچندان مىافزود . امامقلى خان درپى آن بود كه نظر شاه را براى حمله به مناطق پرتقاليها در شمال هرمز كه بندر كوچك گامرو در آن قرار داشت ، جلب كند ، ولى شاه رضايت نمىداد . امّا بسى برنيامد كه شاه از اعمال ستمگرانه و بدسرانه فرمانده پرتقالى هرمز منفعل شد و به امامقلى خان اجازه عمليات را داد و نتيجه اين شد كه ايرانيان اين مناطق را تا سال 1614 م . از دست پرتقاليان بازپس گرفتند . دون گارسيا در اكتبر 1614 م . به گوآ رسيد ولى مقامات پرتقالى از اينكه يك نفر اسپانيولى مأمور اين كار شده نه پرتقالى ، خشمگين بودند و لذا به بهانه‌هاى مختلف او را به‌مدت دو سال نگهداشتند تا اينكه بالاخره وى وارد هرمز شد . در آنجا نيز اين سفير بداقبال چندى معطل شد و نتيجه اين بود كه نتوانست زودتر از تابستان 1617 م . به اصفهان برسد . چون شاه در قزوين بود ، دون گارسيا بالاخره راهى آنجا شد تا اعتبارنامه‌اش را عرضه كند . تا تابستان سال 1619 م . طول كشيد تا اينكه بالاخره وى توانست به حضور شاه عباس باريابد . دون گارسيا با لحنى تند خواستار بازپس دادن قشم ، جزاير بحرين و منطقه شمال هرمز شد . او همچنين خواستار اخراج انگليسىها از بازارهاى ايران بود . اين درخواستها چنان شاه را از كوره بدر كرد كه روابطش را با دون گارسيا قطع و دستور اخراج او را صادر نمود . دون گارسيا به هرمز برگشت و از آنجا راهى اسپانيا شد ؛ ولى در راه سفر درگذشت . يكى از منشيان او تحت نظارت وى ، گزارش‌هاى جالبى از مأموريت او تهيه كرد . ضمنا ريچارد استيل عامل كمپانى هند شرقى كه در سفر خود به هند از ايران مىگذشت ، دريافت كه ايران بازار بالقوه براى امور بازرگانى است . كمپانى در دادوستد كليه ذخائر پارچه خود در هند مشكلاتى داشت . ازاينرو استيل و مأمور ديگرى به‌نام گرودر ( Growther ) براى مذاكره با شاه اعزام شدند . شاه عباس آنها را به گرمى پذيرفت و فرمانى خطاب به مردم صادر كرد