دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

18

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

اعتمادى در اين زمينه دست‌يافته ، در اين اعتقاد خويش همچنان استوار بوده يا نه ، بحث ديگرى است . بنابراين ، اينكه آيا اسماعيل نخستين كس از اعقاب شيخ صفى بوده كه تشيع را اتخاذ كرده يا نه ، بايد گفت كه او نخستين كسى است كه وجود مذهب تشيع در او ترديدناپذير است و نويسندگان سده دهم / شانزدهم نيز بدان صحه گذاشته‌اند « 1 » . تلفيق جاه‌طلبىهاى سياسى با اعتقاد دينى در خاندان او بدون پيشينه نبود . قبلا برنگريستيم كه شيخ صفى در ميان رهبران سياسى زمانه‌اش از احترام و نفوذ قابل اعتنايى برخوردار بود گرچه خود هيچ نوع اهداف سياسى را پيگيرى نمىكرد . ديدار افسانه‌اى تيمور با خواجه على ، و توصيف يكى از شاهدان مسيحى از فرزند او ابراهيم با عبارت « حاكم جبار اردبيل » كه جزو ملازمين جهانشاه در لشكركشى به گرجستان بوده « 2 » ، همه مىرساند كه جانشينان شيخ صفى كاملا به دور از امور دنيوى نبوده‌اند . اطلاعات نسبتا كاملى از لشكركشىهاى نظامى و اقدامات سياسى جنيد ، جد شاه اسماعيل ، موجود است . چون رهبرى و ارشاد طريقت از زمان مرگ پدرش ، از پدر به فرزند مىرسيد ، لذا مىتوانست در سال 851 / 1447 اين مقام را صاحب شده باشد و در اين ميان خبر موثقى هم مبنى بر جانشينى وى در اين سال وجود دارد . با وجود اين ، وى بعدها اين رهبرى و ارشاد را از دست داده است : اين نكته به صراحت در تاريخ رسمى صفويان ثبت نشده و طبعا سيماى جد اسماعيل با درخشندگى درخور تصوير شده است . نكته اينجاست كه در اين ايام جنيد مرشد طريقت نبود ، زيرا اغلب دور از اردبيل بسر مىبرد ( و اين امر هميشه نيز به رضايت خود او نبود ) و شيخ جعفر يكى از عموهاى او ارشاد طريقت را بر عهده داشت . اينكه شيخ جعفر جزو محافظان برادرزاده‌اش و يا در مقام نماينده و قائم‌مقام او عمل مىكرده و يا شخصا مرشدى كامل را برعهده گرفته بوده ، در درجه دوم اهميت قرار دارد . آنچه جالب‌نظر است عدم دورشدن جعفر از اردبيل و درگير نشدن وى در وقايع سياسى زمانه‌اش است چون او جهانشاه حاكم مقتدر قراقويونلو « 3 » را كه پدر زن قاسم فرزند جعفر بوده ، عليه جنيد به حركت درآورده است . جعفر حتى با ابو سعيد تيمورى ارتباط برقرار كرده و زمانيكه وى در لشكركشى مهلك سال 873 / 1469 از سلطانيه به دشت مغان رسيده به استقبال او شتافته است . همچنين اطلاعاتى درباره مكاتبه جعفر با شروانشاه خليل اللّه ، باز عليه برادرزاده‌اش جنيد ،

--> ( 1 ) - نگاه كنيد به : النهر والى و القرامانى ؛ مزاوى ، Shi ism ص 215 ، شماره 203 . ( 2 ) - مينورسكى ، " Thomas of Metsop " ، ص 25 . ( 3 ) - به مطالب گذشته رجوع شود .