دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
166
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
تيموريان ( سلسلههاى رقيب كه براى تسلط بر امپراتورى تيمور به مدت يكصد سال به مبارزه پرداخت ) و تشكيلات اصلى صوفيانه صفويه ، طريقت مجاهدانه شيعى كه دولت صفوى را در سال 907 / 1501 در ايران مستقر ساخت . بنابراين صفويان به يك معنى وارثان نظام ديوانى بودند كه به ديوانسالارى سنتى دولت اسلامى ايران شباهت داشت . ولى وجود سازمان منسجم صوفيانه صفويه بين صفويان و پيشينيان آنها فرقى چشمگير ايجاد كرده است . هنگاميكه شاه اسماعيل در سال 907 / 1501 نخستين شاه سلسله صفوى گرديد ، با مسأله ادغام و ضميمه اين سازمان صوفيانه در نظام تشكيلاتى دولت صفوى مواجه شد . بهرصورت اين مشكل لاينحل باقى ماند . در زمانى كه نظام تشكيلاتى صفوى بهتدريج حالت قراردادى و رسمى پيدا كرد ، بقاياى سازمان اصلى صوفيانه به صورت نظامى تودرتو درآمد ، امّا ارگانيسمى فاقد هرنوع كردوكار واقعى در درون دولت بود . در تحول و توسعه نهادهاى تشكيلاتى صفوى سه مقطع عمده وجود داشت : اول ، دورهء بين جلوس شاه اسماعيل اول و شاه عباس اول ( 96 - 907 / 88 - 1501 ) ؛ دوم دورهء سلطنت شاه عباس اول ( 1038 - 996 / 1629 - 1588 ) ؛ سوم دوره جلوس شاه صفى تا سقوط سلسله صفوى ( 1135 - 1038 / 1722 - 1629 ) . دوره نخست ، دوره تحول و سازگارى است و در اثناى آن وظايف اصلى مأموران دولت كاملا روشن مشخص ، نبود . درنتيجه ، وظايف و قدرت مأموران با يكديگر تلاقى داشت . در دوره دوم ، شاه عباس اول تشكيلات دولت صفوى را بر پايه اركانى جديد بازسازى كرد . دوره سوم ، دوره عدم تحرك تدريجى سازمانها و زوال نهايى بود . مرحلهء اوّل ( 96 - 907 / 88 - 1501 ) چنانچه گذشت ، شاه اسماعيل در زمان جلوس بر تخت سلطنت ، با مشكل تلفيق دو عنصر ناهمگون در يك نظام تشكيلاتى همگون و هماهنگ مواجه شد . در يك طرف پيروان قزلباش ، صوفيان طريقت صفوى قرار داشتند كه او را به قدرت رسانده بودند . اين افراد اسماعيل را بسان معبودى مىپرستيدند و او را ظل اللّه فىالارض و نائب امام غائب مىپنداشتند . اسماعيل همچنين در مقام رئيس طريقت صفوى ، مرشد آنها محسوب مىشد و آنها هم مريدان وى بودند و اطاعت بىچونوچرائى از او داشتند . اهل اختصاص ، گروه كوچكى از فرماندهان ويژه ، از ميان قزلباشان انتخاب شده بودند كه در سالهاى اختفاى اسماعيل در گيلان ( 905 - 899 / 9 - 1494 ) با خدمات فعالانه خود ، صفويه را استوار و سرپا نگهداشتند . اين فرماندهان مركب از يك نفر لله ،