دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
163
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
سياسى و نيز نظامى موقعيتى مسلط داشتند . اين موقعيت آنها با توجه به خدماتى كه به امپراتورى صفوى كرده بودند ، چندان زياد نبود . عناصر ايرانى جامعه و يا تاجيكان از نظر قومى ، زبانى و فرهنگى با قزلباشان فرق داشتند و درواقع اعقاب آنهايى بودند كه مقامات ديوانى را بهطور موروثى در زمان حكام بيگانه عرب ، ترك ، مغول و تاتار اشغال كرده بودند . از ميان عناصر تاجيك نهفقط وزرا و مأموران مختلف دربارى ، بلكه محاسبان ، منشيان ، محصلان و ساير مأموران تشكيلات امور مالى انتخاب مىشدند و اينها به تعبير جامعه كهن اسلامى « اهل قلم » را شامل مىشدند . افزونبراين ، بيشتر اعضاى طبقات مذهبى ( علما ) يعنى مجتهدان ، قضات ، سادات ، خطيبان و ساير كاركنان مؤسسات مذهبى ، ايرانى بودند . معدودى از افرادى كه از تخمه اعراب بودند ، به مرور دهور در بين ايرانيان مستحيل شده و كلا خود را تاجيك مىپنداشتند . رئيس نهاد مذهبى يعنى صدر پيوسته از ميان ايرانيان بود . سازمان ديوانى دولت صفوى در سرتاسر دوره پيش از جلوس شاه عباس اول ( 996 / 1588 ) شناور و سيال بود . حتى زمانيكه نهادهاى تشكيلاتى در جريان بازسازى تشكيلاتى دوره عباس اول ، شكل دقيقى به خود گرفتند ، بعضى از اين تحركات جانبى همچنان وجود داشت و مأموران مىتوانستند با سهولت نسبى بين نهادهاى مذهبى و سياسى در حال انتقال باشند . ديوان يا ممالك در دوره نخستين صفوى ، شاخه مسلطى بود . ولى از زمان شاه عباس اول به بعد ، قدرت اين شاخه از تشكيلات كه تحت نظارت شخص شاه بود ( با اصطلاح دوره صفوى ، تحت نظارت خاصه ) به خرج و به ضرر شاخه ممالك افزايش يافت . بالاخره ، حتى مقام صدرهم به دو شاخه خاصه و عامه ( يعنى ممالك ) تقسيم شد . شوراى ( ديوان ؛ بعدها جانقى ) امراى عاليرتبه ( اركان دولت ؛ امراى عاليجاه و غيره ) كارهاى روزانه دولت را انجام مىداد . وزير يكى از اعضاى اين شورا بود . بعدها مأموران ديگرى هم وارد آن شدند . از اين مأموران يكى مجلسنويس يا واقعهنويس بود كه وزير چپ به دو اطلاق مىشد چون در سمت چپ شاه مىنشست و حال آنكه وزير در سمت راست شاه قرار مىگرفت . اين مأمور سه وظيفه عمده داشت : اول اينكه تاريخنگار رسمى دربار بود ؛ دوم اينكه منشى خصوصى شاه برشمرده مىشد ؛ و سوم و نيز مهمتر از همه گزارشگر خاص شاه هم بود « 1 » . او در اين مرتبت خود در رأس يك نظام وسيع اطلاعاتى قرار داشت . شوراى امرا را خود شاه راه مىانداخت و يا در غيبت او به وسيله وكيل نفس نفيس همايون ( بعدها ، اعتماد الدوله ) تشكيل مىشد . امرايى كه عضو
--> ( 1 ) - مينورسكى ، تذكرة الملوك ، صص 22 - 121 .