دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

161

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

فصل دوم نظام تشكيلاتى صفويان پيش از اينكه مفصلا به ادوار اصلى تحول نظام تشكيلاتى صفويان بپردازيم ، نظرى هرچند كوتاه به ساختار ديوانى و اجتماعى آنها خالى از فايده نخواهد بود . در رأس اين ساختار شاه قرار داشت . حق الهى شاهان در هيچ دوره‌اى به اندازه دوره صفويان مطرح نشده بود . شاه اسماعيل اول كه سلسله صفوى را در سال 907 / 2 - 1501 بنيان نهاد ، خود را تجلى زندهء الوهيت ، ظل اللّه فىالارض و نائب امام غايب ، بواسطهء ذريه مستقيم خود از امام موسى كاظم ( ع ) هفتمين امام شيعيان اثنى عشرى ، مىپنداشت . مسلم است كه رعاياى يك‌چنين حاكمى بىچون‌چرا تحت تابعيت او قرار مىگرفتند . چون حاكم مستقيما از طرف خدا نصب شده بود ، افراد مىبايد از فرامين او ، چه عادلانه و چه ظالمانه ، تبعيت مىكردند . از آنجا كه حاكم ، نائب امام زمان برشمرده مىشد ، نسبت به ساير انسانها ، به منبع حقيقت مطلق نزديك‌تر و محرمتر بود و مخالفت با او گناه به حساب مىآمد . اين روند ، ناگزير به فرضيه معصوميت شاهانه انجاميد . به سخن ديگر ، شاهان صفوى وظيفه‌اى را كه مجتهدان اثنى عشريه از آن خود مىدانستند يعنى نائب مهدى ، امام غائب اثنى عشريه ، در روى زمين بودند ، غصب كردند . نتيجه نهايى اين نظريات گوناگون صفويان در باب سلطنت ، مطلق‌گرايى بود « 1 » . اما در عمل براى اين مطلق‌گرايى حتى زمانيكه شاه ، حاكمى مقتدر و توانمند بود ، حدود و ثغور كاملا مشخصى وجود داشت . شاردن تأكيد مىورزد كه شاه در خارج از محافل دربارى نمىتواند اعمال قدرت مطلقه كند و شاردن و ملكم اشاره دارند بر اينكه خوف و ترس شاه از درباريان و نجبا از دلايل مهم امنيت و آسايش طبقات فرودست از مظالم اوست .

--> ( 1 ) - لمبتن " Quids Custodiet Custodes " در SI ، جلد 6 ( 1956 م . ) ، ص 125 به بعد .