دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

16

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

اين عامل مؤيد اين نظر است كه گرايش مذهبى اسماعيل بيشتر زائيدهء ايمان درونىاش بوده است . ديوان اشعار تركى اسماعيل كه در بالا ذكر شد ، اعتقادات مذهبى او را فرا مىنمايد . جوهره شيعى اين اشعار غيرقابل انكار است . امّا آنچه در اينجا صراحت دارد آن چيزى نيست كه در پيوند با شيعه ناب ملحوظ در الهيات تشيع است ، بلكه تعصب ديوانه‌وارى است كه هيچ‌گونه دمسازى با آئين عادى شيعه ندارد . امام على ( ع ) قبل از نام محمد پيامبر اسلام آمده و به مرحله خدايى بركشيده شده است . در اين اشعار بعضى از عقايد شيعى با چنان اغراق عنان گسيخته‌اى بيان مىشوند كه نمونه‌هاى آن را شايد ابتدائا در اسلام مردمى بتوان يافت . نكته جالب‌نظر اينكه بعضى از اشعار افراطآميز فقط در نسخه‌اى كهن و نخستين اين ديوان ديده مىشود : نسخه‌هاى بعدى فاقد آنها هستند و شايد هم از روى نسخى تحرير شده‌اند كه تحت تأثير فقهاى شيعه تنقيح و اصلاح گرديده‌اند . به هر تقدير آئينى كه اسماعيل در هنگام اخذ قدرت ابراز داشت ، آئين شيعه فقهاى تشيع نبود و هيچ نوع سنخيتى هم با مذاهب ديگر نداشت . حتى اگر خود او فاقد هر نوع اعتقادات صريح مذهبى بوده و فقط مىخواسته تسنن را به تشيع تبديل كند ، اشعار او اعتقادات و عقايد ديگرى را بيان مىكنند . اين اشعار را نمىتوان تبديل و استحاله تدريجى از اسلام مردمى به شيعه ناب تفسير كرد . اگر كسى انديشه و تفكر اسماعيل را تا آخر دنبال كند و آن را به اهداف سياسى وى نسبت و ارتباط دهد ، درمىيابد كه اسماعيل داعيه نوعى دين‌سالارى و تئوكراسى شيعى را در سر داشته كه خود به گونه شاه الهى در رأس آن باشد . امّا اگر گرايش و رفتار اسماعيل از ديدگاه الهيات رسمى سنجيده و ارزيابى شود ، داعيه او در مورد خويش همچون مظهر خدا ، او را از عنايت به شيعه اثنىعشريه ، از ميان فرق موجود تشيع در آن روزگار ، باز نداشت . مذهب اثنىعشريه به خلفا صحه نمىگذارد ، بلكه فقط دوازده امام را جانشينان مشروع حضرت محمد ( ص ) مىپذيرد ، اين جانشينى از على ( ع ) شروع و به مهدى محمد حجة اللّه ختم مىشود كه طبق اعتقاد پيروانش نمرده و در 24 ژوئيه 874 م . غيبت كرده و در پايان جهان و عرض اكبر ظهور خواهد كرد . صفويان بر پايه همين نظريه جانشينى بود كه داعيه‌شان را سامان دادند و مدعى شدند كه از ذرّيه على ( ع ) و به تبع آن پيامبر اسلام ( ص ) هستند . اين داعيه مبتنى بر شجره‌نامه‌ايست كه شيخ صفى را با دوازده نسل به امام موسى الكاظم ( ع ) ( متوفى 183 / 799 ) ، هفتمين امام شيعيان ، پيوند مىدهد . روشن است كه چنين شجره‌اى به لحاظ فضاى مشروعيت‌طلبى تشيع و شايد هم از نظر مفاهيم شاهانه بعضى از محافل ايرانى ، قابليت و شايستگى بايسته‌اى به اسماعيل براى قدرتگيرى مىبخشيد . امّا اين شجره بىچون‌وچرا و چالش باقى نماند . حتى در زمان خود صفويان در بوته