دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
136
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
حتى در احياى حيات پايتخت كه حال اقامتگاهشان شده بود ، عاجز ماندند . « 1 » در هفتادوپنج سال منتهى به پايان قرن دوازدهم / هيجدهم كه پرى [ Perry ] آنرا به حق منجلاب آشوب « 2 » مىنامد ، سه دوره افشاريه ، زنديه و اوايل قاجاريه همچون جزايرى به ديده مىنشينند . در هريك از اين دورهها حكومتهاى مقتدر و نسبتا معقول با سركردگى فردى توانمند يعنى نادرشاه ، كريم خان زند و آقا محمد خان وجود داشتند . اينكه اين حكمرانان قبل از اينكه سنن صفويان به دوره قاجار منتقل شود ، آنرا حفظ ، اقتباس ، كم و زياد كردند و در نهايت از قرن نوزدهم به دوران جديد منتقل كردند ، از مسائل و كارهاى مهم مورخ تاريخ فرهنگ كشور است . در اين بررسى تنگ تاريخ صفوى به بررسى و مطالعه تلاشهاى تداومبخش و يا احياى امپراتورى صفوى مىپردازيم كه به وسيله اعضاى باقيمانده اين سلسله و يا با كمك آنها صورت گرفت . هنگامىكه حكومت مركزى اصفهان ساقط شد ، صفويان كلا نابود نشدند . بالعكس ، هنوز نمايندگانى از اين سلسله در حيات سياسى ايران ايفاى نقش مىكردند . مىتوان دقيقا گفت كه اين حكام صفوى ملعبهاى بيش نبودند و ادوار حكومت صفوى تا اواخر سال 1187 / 1773 كه اسماعيل سوم آخرين شاه لاقيد صفوى مرد ، ادوارى جزئى و كماهميت بود ؛ و البته تلاش شاهزادگان راستين و يا شيّادان صفوى براى تسخير قدرت در نواحى مختلف ايران از اهميتى شايان برخوردار است . سلطان حسين در تحولات بعدى ايران ديگر سهمى نداشت و خود نيز پيجوى آن نبود . محمود دستور داد با وى رفتارى در شأن شكوه او داشته باشند ، گواينكه همچون ساير شاهزادگان موجود در اصفهان در اسارت قرار داشت . او تا سال 1139 / 1726 در زندان گذراند و در آن زمان به دستور اشرف سر از تنش جدا كردند چون نامهاى تحريككننده از او خطاب به فرمانده عثمانى احمد پاشا كه بعدها عليه ايران وارد عمليات شد ، بدست آمده بود . او در اين نامه اشرف را غاصب اعلامكرده و از احمد پاشا خواسته بود تا در استقرار دوباره حكمران قانونى ايران كه بدست افاغنه معزول شده است ، تلاش نمايد . محمود شاه يك سال قبل از آن احتمالا بر اثر جنون
--> ( 1 ) - گزارش شده كه در جريان محاصره اصفهان از قواى ايران 20000 نفر و از مردان شهر 80000 نفر تلف شدند . اگر جمعيت اصفهان را در اواخر دوره صفوى واقعا 650000 نفر بدانيم پس بر اثر محاصره و تسخير اصفهان بدست افاغنه مهاجرت عظيمى از آن صورت گرفته است . سرشمارى سال 1882 م . جمعيت آن را فقط 73654 نفر اعلام كرد و ارزيابى شيندلر در سال 1893 م . رقم آنرا 82000 نفر نوشته است . حتى افزايش جمعيت چند دهه بعدى اصفهان نتوانست به پاى دوره صفوى برسد : نگاه كنيد به لمبتن ، « اصفهان » در EI چاپ دوم ؛ لكهارت ، سقوط ، ص 169 و 476 به بعد . ( 2 ) - پرى ، « بازماندگان صفوى » ، ص 59 .