دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
120
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
يا دو هفته طول مىكشيد و موجب تعطيلى تمام فعاليتهاى شهر مىشد چون همه مردان ، حتى پسران و كهنسالان از آمدن به خيابانهايى كه خانواده سلطنتى از آنها مىگذشتند ، منع مىشدند « 1 » . هنگاميكه به گزارشهايى ، البته صادقانه ، برمىخوريم كه مردم به اين شاه احترام مىگذاشتند و در زمان سلطنت وى زندگى چندان بدى نداشتند ، اختلاف بين آن قرقها و واقعيات موجود وراى آن يك چيز مسخره و مضحكه مىنمايد « 2 » . واقعيت اينست كه نارضايتى از اوضاع مملكت هرگز صورت نهضت پراهميتى به خود نگرفت . چگونه مىتوان اين وضعيت را تبيين و توجيه كرد ؟ مسلما سياست متمركز زورمدارانه حكومت ايران در زمان سلطنت عباس اول مثمرثمر واقع شده است . تشكيلات نيمه مستقل ايالتى بطور نظامند قلع و قمع گرديده است . ضمنا عناصرى كه براى شاه خطرساز بودند نظير قزلباشان و فرماندهان آنها بتدريج خلع قدرت و از صحنه رانده شدند . معهذا اين نكته من حيث خود تبيين كافى ندارد . باز نكته قابل توجه اينكه طبق نوشته ملكم « 3 » در زمان سلطنت شاه سليمان رويداد قابل اهميتى رخ نداد . امّا آنچه درخصوص شاه در افكار عمومى مردم تأثير داشت اين بود كه وى مملكت را درگير جنگ نساخت . حالات بىتفاوتى و بىاعتنايى او به امور حكومتى ممكن است به عشق به صلح تعبير شده باشد . به احتمال در داورى تودهها گزارشهايى از رفتار موقر و ظاهر اين مرد بلوند و چشم آبى و با قواى جسمانى زياد « 4 » بر قراين و شواهد فقدان ابتكار او سنگينى مىكند . سليمان در حوزه سياست خارجى خود دست بكارى نزد كه او را با مشكل مواجه سازد . با اينكه عثمانيان به دليل جنگ با اتريش ، لهستان و ونيز در وضعيتى قرار نداشتند تا در حد و حجم وسيعى عليه بخشهاى شرقى امپراتورى خودشان وارد عمل شوند ، ولى سليمان از نقض پيمان صلحى كه جد او در سال 1049 / 1639 با باب عالى منعقد ساخته بود ، دورى جست ؛ اين مسأله مثلا با درخواستهايى كه از بينالنهرين ( 1684 م . 1685 م . ) و از بصره ( 1690 م . ) براى استقرار دوباره مالك الرقابى ايران در آنجا مىرسيد ، چندان همخوانى نداشت . افزونبراين ، سليمان به كمپانى هند شرقى هلند اجازه داد تا در جزيره قشم در خليج فارس پايگاهى دراندازد . همچنين سليمان از برخورد با روسيه در ايامى كه قزاقها در جريان حملات متعددشان در سواحل جنوبى
--> ( 1 ) - جزئيات آن در كمپفر ، صص 85 - 179 آمده است . ( 2 ) - شاردن ، منقول در مينورسكى ، تذكرة الملوك ، ص 23 . ( 3 ) - منقول در براون ، Das Erbe Schah Abbas I ، ص 159 . ( 4 ) - براون ، همان ، ص 156 ، به نگارهاى اشاره مىكند كه سليمان را تصويركرده و امروز در مجموعه چستر بيتى موجود است و در تاريخچه كرمليتها ، جلد 1 ، ص 405 ارائه شده است . تحريم تصوير از سوى شاه بنا به اشاره كمپفر ، ص 48 ، همچنانكه سچوكين در نسخ خطى شاه عباس ، ص 37 معتقد است ، نمىتواند چندان مستند و مؤثر باشد .