دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

92

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

11 - تيمور در بوتهء نقد و سنجش پيش از اينكه به ارزيابى و سنجش اهميت تيمور در چارچوب تاريخ ايران بپردازيم ، طرح و تصوير مختصرى از شخصيت او ، بخصوص آن سلسله صفاتى كه هنوز بدانها اشاره‌اى نرفته است ، ارائه مىدهيم . در اين مورد وامدار چندين بررسى برجسته درباره تيمور هستيم كه در جريان شصت سال گذشته انجام گرفته است . درباره تيمور و زمان او مواد اطلاعاتى فراوانى وجود دارد . اين مواد نه فقط درباره لشكركشيها ، اعمال و كردار و سياستهاى او اطلاعات مشبعى عرضه مىكنند ، بلكه به شخصيت ، خصايل و نگرش وى به زندگى نيز پرداخته‌اند ، تا حدى كه مىتوان با اطمينان گفت كه تيمور از نظر صفات ظاهرى و باطنى چگونه بوده است . وى قد بلندى داشت و چهارشانه بود . استخوان ران راست او با زانوبندى بسته شده بود و همين باعث مىشد كه پاى راستش بلنگد ؛ بجز پا ناراحتيهاى مشابهى در شانه راست و ساعدش ، او را از به كارگيرى دست راست محروم مىساخت . اين تصوير با توصيف ابن عربشاه مطابقت دارد كه وقتى تيمور را ديد يك پسر چهارده ساله بود و بعدها خاطراتش را درباره وى تحرير كرد . اين توصيف با گزارش سفير كاستيلى ، كلاويخو نيز همخوانى دارد كه با تيمور چند هفته پيش از مرگش ديدار كرد ؛ او از سن زياد ، ضعف چشم و از داورى سفت و سخت او سخن رانده است . از اينها گذشته ، مردمشناس و پيكر تراش شوروى م . م . گراسيموف ( M . M . Gerasimov ) يك بازسازى جديد از كله تيمور انجام داده كه قالبريزى اسكلت موجود او ، شباهت منطقى درستى از خصوصيات چهره او عرضه مىكند « 1 » . با اين وصف اين بازسازى در تعيين اينكه كدام يك از تصاويرى كه به گونه نگارگرى باقيمانده ، چهرهء خود تيمور است ، چندان كمكى نمىكند . اطلاعات موجود راجع به شخصيت و نيز صفت و سيرت تيمور البته غيرموثق‌تر از داده‌هايى است كه ذكرش رفت و بيشتر بر اساس بررسيهايى از اسكلت وى بود . در اينجا بيشتر به گزارشهاى نويسندگانى اعتماد مىكنيم كه به هرحال منصف و بيطرف بوده‌اند ؛ مثل عبارتهاى انتقادآميز و جدلى ابن عربشاه كه به هردليل از تيمور رنجيده خاطر بود و يا مدايح شرف الدين على يزدى كه وامدار بازماندگان تيمور بود . افرادى چون كلاويخو و ابن خلدون فيلسوف تاريخ شمال آفريقا كه از نزديك با تيمور ديدار كرده بودند و در نوشته‌شان بيطرفند ، جزو استثناها هستند ؛ ولى در مورد

--> ( 1 ) - در كتاب هوكهام ، Tamburlaine ، مقابل صفحه 32 ارائه شده است .