دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
83
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
اثرات آن تا مدتى دراز همچنان محسوس بود ؛ تيمور در همان سال از طريق دربند به ايران برگشت . عمليات مجزا در گرجستان ، آذربايجان ، فارس و ساير نواحى ايران ( از قبيل سركوبى طغيان يزد ) با يورش پنجساله به پايان رسيد . در تابستان همان سال ، قشون چغتاى آماده سفر سمرقند شد ؛ تيمور پيش از اينكه به هند يورش ببرد ( و پيشتر در اين مورد صحبت شد ) ، موقتا در سمرقند به استراحت پرداخت . 9 - يورش به سوريه و آناتولى تيمور در هنگام برگشت از هند به ماوراء النهر به بيمارى سختى مبتلا شد ، ولى مدتى از ورودش به سمرقند در ماه مه 1399 م . نمىگذشت و در واقع تازه از بستر بيمارى برخاسته بود كه يورش تازهاى را تدارك ديد . اين يورش به اصطلاح همان يورش هفت ساله به سمت غرب بود . تيمور در منطقه عملياتى خود اطلاعات زيادى جمعآورى كرد . همه چيز در حيطه عملياتى فرزند او ميرانشاه كه در سلطانيه و تبريز بر « تاج و تخت هولاكو » تكيه زده بود ، بر وفق مراد نبود . وضعيت با مرگ برقوق در 801 / 1399 - كه سلطان مملوك قاهره بود - و جانشينى پسر ده ساله او فرج ، تا حدود زيادى بهتر شد . از سوى ديگر ، مواضع پيگيرانه و قدرت بايزيد اول سلطان عثمانى وضع را دشوار مىكرد . او در 25 سپتامبر 1396 م . يك پيروزى درخشان و ديدنى بر قشون صليبيان در نيكوپوليس ( Nicopolis ) در منطقه دانوب سفلى داشت . وى بعدها نيز در هنگام لشكركشى تيمور به هندوستان در عملياتى عليه سلطان قرامان پيروزيهايى در آناتولى به دست آورد . خبرهاى ديگرى كه در آن روزگار به سمرقند رسيد ، مرگ امپراتور تائى - تسو ( T'ai - Tsu ) در سال 1398 م . بود . اين امپراتور سى سال پيش به عمر سلسله يوان ( Yuan ) در چين خاتمه داده و مغولان را از آنجا رانده بود . ترديدى نيست كه مرگ او توجه تيمور را به خود جلب كرده بود ، امّا اين امر در تصميم او براى حل مشكلات و اينكه بايد پيش از همه تكليف تهديدهايى را كه در غرب وجود داشت تعيين كند ، تزلزلى ايجاد نكرد . تيمور در هنگامى كه قشون چغتاى را به سمت ايران سوق داد ، پيشاپيش عدهاى را تحت فرماندهى سليمانشاه برادرزاده خود براى تحقيق در مورد حملاتى كه به پسر او ميرانشاه شده بود گسيل داشت . در خصوص وفادارى ميرانشاه ترديدهايى برانگيخته شده بود ؛ چون وى در نامهاى به سالخوردگى و عدم قابليت پدرش اشاره كرده بود و از سوى ديگر انتقاداتى هم به شكست او در فرونشانى ناآراميها و ضعف او در گرفتن ماليات از سرزمينهاى تحت قلمرواش و نيز از دست دادن