دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
59
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
واقعيت نمىخواند و از اينها گذشته سياست كلى تيمور در ايران ناقض اين قضيه است . پيشتر در مورد سربداران سمرقند گفته شد كه تيمور با آنان رفتار كمابيش دوستانه در پيش گرفت . بعيد نيست ( و در اين ميان شواهد مستندى هم وجود دارد ) كه او پيش از اينكه از هرات به طرف غرب يورش ببرد ، روابط دوستانه با رهبر سربداران خراسان برقرار كرده است . هنگامى كه تيمور وارد منطقه نيشاپور شد ، خواجه على به پيشواز او آمد . آنچه خواجه على بناچار به تيمور هديه كرد ، چيزى فراتر از بقية السيف بخس دولت سربدار ( كه يك زمانى شكوه خاصى داشت ) نبود ؛ ولى اين هديه با طرحهاى تيمور بسيار همخوانى داشت . سياست تيمور ريشهكنى ساختارهاى سياسى موجود نبود ، بلكه بهرهگيرى از آنها در حد ممكن و بدون كمترين خطر بود . تيمور در بعضى از خطرات ممكنه غرب خراسان نظير درگيرى با على بيك جانى قربانى ( سابق الذكر ) مستقيما دست داشت . به علاوه فعاليتهاى امير ولى محافظ خود فرموده علائق لقمان شاهزاده ايلخانى را نيز نبايد فراموش كرد . چنانكه پيشتر اشاره رفت ، خواجه على مؤيد درست زمانى كه امير ولى درصدد تسخير سبزوار بود از تيمور كمك خواست . تيمور با عملياتى كه عليه امير ولى در گرگان و متصرفاتش در مازندران انجام داد ، و بالاتر از همه با رفتار مرگبارى كه نسبت به نيروهاى امير ولى و مردم اسفراين از خود نشان داد تا حدود زيادى فشار را از دوش رهبر سربداران برداشت . تيمور در اردكان بر سر راه برگشت خود از لشكركشى مازندران ، خواجه على مؤيد را در مقام حاكم سبزوار تأييد كرد . خواجه على تا پايان به تيمور وفادار باقى ماند و تعهدات نظامى او را تا سال 788 / 1386 انجام داد تا اينكه بر اثر زخمى كه در نبرد لسر لرستان برداشت ، دار فانى را وداع گفت . تيمور نيز او را پاس مىداشت و سبزوار را با اردوى چغتاى اشغال نكرد . خواجه على استقلال خود را تثبيت كرد ، ليكن تحت نظارت تشكيلات محلى بود و با اينكه اين امر او را از تعديات مأموران مالى چغتاى مصون نمىكرد ، ولى به طور كلى از تأديه ماليات معاف بود . امّا چطور مىتوان اين تصوير از وقايع را با شورشى كه در سال 785 / 1383 در سبزوار رخ داد و گوشمالى و كيفر وحشتناكى نيز به دنبال داشت ، مطابق دانست ؟ جواب اين سؤال ساده است . صحنه قيام پايتخت سربداران نبود ، بلكه جايى در شرق خراسان بود كه حدود 70 ميلى جنوب هرات و در جايى به نام اسفزار قرار داشت « 1 » . شيخ داود خططائى رهبر اصلى قيام هيچ نوع رابطهاى با سربداران نداشت . او يك نظامى بود كه خدمت
--> ( 1 ) - اوبن در « La Fin de L'etat Sarbadar » ، صص 109 به بعد ، به دنبال منشأ اشتباه شامى ، جلد 1 ، ص 91 است ؛ بارتولد قبلا در جغرافياى تاريخى ايران خود به حق سبزوار را همسنگ اسفزار قلمداد كرده بود ( 1903 م ؛ حال به كتاب Sochineniya او ، جلد 7 ، ص 84 نگاه كنيد ) .