دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
54
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
تيمور حتى در نخستين روزهاى زندگى خود در ميان ايلمردان قبيلهء برلاس به آنچنان شهرتى رسيد كه بعضى از آنان به او نزديك شدند و پيوند وفادارى با او بستند ( نكوت ، مفرد آن نكور ) . كارآييهاى او در مقام يك رهبر و كاميابى در برخى اقدامات ، هرچه بيشتر بر شمار پيروان او افزود . هنگامى كه به ماهيت اين اقدامات توجه كنيم ، متوجه مىشويم كه ماوراء النهر هم در آن روزگار ، همچون ايران در وضع آشفته و نابسامانى بسر مىبرد . اين اقدامات در واقع بر اساس ضرورتهاى زمانه ، ماجراجوييهاى نزاع گونه و تهاجمات غارتگرانه در سطح محلى بود ؛ به عبارت ديگر ، اين ماجراجوييها با توجه به شرايط محيطى و قلمرو صحرانشينى ، چيز غيرعادى و نامتعارف نبود . گزارشهايى از كشمكشهاى سيستان يعنى جاييكه بعدها جنگهاى خانگى بارها و بارها رخ داد و از رويدادهاى معمولى بود ، نشان مىدهد كه تيمور قلمرو عملكرد خود را گسترش داده است . درگيرى او در اين منطقه به احتمال در پيوند با قراوناس و يا نكودريان سيستان بوده است . البته اقدامات تيمور را در اين زمينه مىتوان به دو گونه ارزيابى كرد : يا او را بايد يك جنگجوى صحرانشين در نظر گرفت كه بلندپروازيهايى داشته است و يا اينكه رئيس گروهى از قطاع الطريق و راهزن به شمار آورد كه از منظر شخصى دست به اين كارها مىزده است . تاريخچههاى دربارى در اين مورد گزارشهاى مبهمى دارند ؛ چون آنان اين مقطع از زندگى تيمور را با سكوت زيادى برگزار كردهاند . از مغولستان اقدامات چندى صورت گرفت تا بار ديگر الوس چغتاى را تحت حكومت مغولان وحدت بخشند . قتل امير قزغن در سال 759 / 1358 كه دودمانى از شاهان قراوناس را در سال 747 / 1346 در ماوراء النهر ايجاد كرده بود ، باعث شد تا تغلق تمور خان لشكرى عليه منطقه راه بيندازد كه بر اثر آن حاجى برلاس حاكم قشقه دريا هزيمت كرد . تيمور متوجه شد كه پايدارى سودى ندارد ؛ لذا فرار نكرد بلكه اقتدار خان را به رسميت شناخت و خان هم حكومت قشقه دريا را به او واگذار كرد . باوجود اين اتحاد و نزديكى آن دو كوتاهمدت بود ؛ چون چيزى نگذشت كه تيمور با امير حسين نوه امير قزغن حاكم منطقهاى از بلخ تا كابل متحد شد و او با حمايت تيمور توانست پس از كشمكش طولانى سرزمينهاى جد خود را باز پس گيرد . تيمور در اين درگيريها از قسمتهاى راست بدن شامل ، دست و ران آسيب ديد و لذا ملقب به « لنگ » شد و هيأت باستانشناسى كه در سال 1941 م . در گورمير به نبش قبر او پرداخت ، علايمى از اين نقص عضو را در اسكلت او به اثبات رسانيد . تيمور در اين زمان با بستن پيوند زناشويى با يكى از خواهران امير حسين به نام اولجاى تركان ، اين اتحاد را محكمتر كرد . او بعدها با اعتبار اجتماعى روزافزونى كه از اين ازدواج به دست آورده بود ، پيوندهاى زناشويى ديگرى با اشراف آسياى ميانه برقرار كرد .