دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

48

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

طريقت بر پايه اصول مذهبى و جهتگيرى سياسى و نيز ادعاى دستيابى به قدرت دنيوى متشكل شدند ؛ جز اينكه در مورد شيخيان مؤلفه سياسى نسبت به صفويه پيشتر از رشد زيادى برخوردار شده بود « 1 » . اين اختلاف شايد در تفاوت شرايط محلى نهفته باشد ، امّا به احتمال زياد بر اثر گرايشهاى چشمگير تئوكراتيك درويشان سبزوار نيز بود كه هدفشان در برقرارى نوعى دولت مهديگرا خلاصه مىشد . گاهى نيز تأثيرات اجتماعى در اين فرآيند مؤثر مىافتاد . ليكن اينها را مىتوان اجزاء سازنده برنامه‌هاى مذهبى گروههاى سياسىگرا دانست و جز اين راه ديگرى بر آن مترتب نبود . ارائه تفسيرهاى نهضت انقلاب اجتماعى درباره شيخيان خارج از حد و حدودى است كه با شواهد موجود بر مورخ تحميل مىشود . كليشه نهضت و يا گروه مترقى اجتماعى هيچ نوع همگونى با شيخيه سبزوار ندارد همچنان كه برچسب دولت شطار هم با نهضت سربداران همخوانى نداشت . اصطلاح « سلسله سربدار » نيز چندان رسا نيست چون در بين آنان از جانشينى موروثى خبرى نبود و همين يكى از مشخصه‌هاى چشمگير و ويژه هرسلسله بود « 2 » . در مورد سربداران شايد بتوان از نوعى حكومت اليگارشى و يا حتى به مفهوم محدود كلمه از نوعى جمهورى صحبت كرد « 3 » ، البته با اين شرط كه تعريف « سلطنت بدون شاهان » را در مورد آنان بپذيريم « 4 » و همين نكته تناسب و همخوانى بسيار زيادى با اوضاع و شرايط اين دوره دارد .

--> ( 1 ) - گلاسن ، Die Fruhen Safawiden ، ص 43 ، به اين نتيجه رسيده است كه : « صفويه نخستين نوعى نهضت توده‌اى بود . . . و صفى الدين نمىخواست رهبر يك طريقت ظاهرى در ميان محفلى از مريدان نخبه باشد ، بلكه با آگاهى تمام همه توان خود را بر توده‌هاى وسيع مردم گسترش مىداد تا دل آنان را بدست آورد . حتى بينا مطلق در كتاب شيخ صفى الدين اردبيلى ، صص 68 - 53 به تفصيل راجع به روابط سياسى شيخ صفى الدين صحبت مىدارد ، گو اينكه او را فقط يك نفر عارف برمىشمارد ( ص 126 : « شيخ صفى كاملا از علقه‌ها و وابستگىهاى دنيوى عارى بود » ) . ( 2 ) - البته عنوان كتاب جان ماسون اسميت با مفهوم شجره‌نامه‌اى موروثى قابل درك نيست . ( 3 ) - اوبن « La Fin de L'etat Sarbadar » ، ص 95 : « . . . آنان در واقع به دليل نبود گرايشهاى موروثى و بازنمايى جريانهاى متفاوت سياسى ، نوعى جمهورى را تشكيل دادند . » او در همين زمينه در ص 117 حتى از « پديده حكومت مستقل و خودگردان ايرانى » صحبت كرده است . ( 4 ) - اوبن در مجله Jesho ، جلد 14 ( 1971 م . ) ، ص 382 .