دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

45

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

ديگر جنبه متفاوت آنان ، جنبه مذهبى بود كه سهم عظيمى در ميان سربداران داشت . پيشتر در مورد سهم درويشان سبزوارى در حكومت سربداران چه به گونه حكومت مشترك با يك نفر حاكم دنياگرا ، و چه به صورت مراقبان تبعيد شده به نواحى دوردست ، و نيز به لحاظ كوشندگان براى كسب قدرت مستقلانه ، به‌طور اخص ، البته نه منحصرا ، صحبت كرديم . ترديدى نيست كه جمعيت پايتخت آنان داراى علقه‌هاى شديد شيعى بودند و نيز تعدادى از حاكمان آنان و شايد هم اكثر آنان به مذهب تشيع تعلق داشتند . لكن هيچ‌كدام از اينها به اندازه اختلاف اساسى بين شيعه و سنى در اين اوضاع ويژه ، حساس و قاطع نبود . و در اين دوره شيعه ميانه‌رو توانست با اهل سنت آسانتر از درويشان به دمسازى و سازش برسد ( و در برخى موارد عملا اين كار را انجام داد ) . سد راه و مانع اصلى بر سر راه هردو گروه همبستگى درويشان با سازمانى منسجم همراه با عقايد روشن و صريح از چگونگى دولت بود ؛ عقايدى كه آنان با شدت و سازش‌ناپذيرى تمام در پى تحقق آن بودند . هدف درويشان ايجاد يك دولت مهديگرا بود ؛ يعنى نوعى تئوكراسى دولتى همراه با مذهب افراط گراى شيعى ؛ و در واقع آرمانشهرى كه هيچ نوع دمسازى با مفاهيم ديگر دولتمدارى نداشت . بعيد نيست كه آن حكام سربدارى غيروابسته با سازمان شيخيان ، اصلا از اهداف آن اطلاع كاملى نداشتند . چگونه مىتوان تلاشهاى گوناگون استقرار يك حكومت مشترك را با حاميان متعهد درويشان تبيين كرد ؟ حتى سازش وسيع حاكمان سربدار به گونه گرايشى مريدانه نسبت به طريقت درويشان ، آنان را از كشف دردآور اين مسأله باز نداشت كه تئوكراسى مورد نظر درويشان هيچ‌گونه سازگارى و دمسازى با مفاهيم متفاوت آنان از دولت و يا حتى از عقايد شيعى راجع به دولت نداشت . پيگيرى تصاوير عملى از اين قضيه دشوار نيست و در نهايت همين عدم سازگارى گرايشهاى دگرگونه با مفهوم ايدئولوژيكى حكومت بود كه دولت سربداران را از كار باز داشت . به رغم موفقيتهاى چندى كه يكى از فريقين به دست مىآورد و موجب حذف ديگرى مىشد ، دوگانگى دولت سربدار حاكى از تعادل نيروهايى بود كه به سازش نمىانجاميد ، بلكه درگيرى را به تحليل مىبرد و نتيجه اساسى آن هم تضعيف هردو طرف بود . پيروان مسعود نتوانستند درويشان را حذف كنند ؛ دراويش نيز آن مايه توان و قدرت نداشتند كه دشمنان و مخالفان خود را از صحنه خارج كنند . نتيجه اين اعمال ، استحاله دوطرفه و فرسايش تدريجى بود كه در واقع اراده و خواست سربداران را براى ماندن خويش در برابر يورش تيمور به تحليل برد . البته شيخيان را نيز بايد جزو نهضتهاى گوناگون مذهبى به شمار آورد كه در جهان اسلام براى كسب قدرت تلاش مىكردند و در موارد نادرى هم به موفقيت نايل آمدند . چنين مىنمايد كه ايران براى چنين نهضتهايى سرزمين مطلوبى بود و اين مسأله را مىتوان از شمارى پديده‌هاى مشابه در